الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٥ - پاسخ رسول خدا - صلى الله عليه و آله - به سؤال مرد يهودى
سپس مرا در قرآن به دلنوازى و رحمت اين گونه وصف فرموده : « هر آينه شما را پيامبرى از خودتان آمد كه به رنج افتادنتان بر او گران و دشوار است ؛ به [ هدايت ] شما دلبسته است ، و به مؤمنان دلسوز و مهربان است - توبه : ١٢٨ » .
و همچنين خداوند براى حفظ احترام من اصحابم را فرمود كه با من مكالمه اى نكنند مگر پس از آنكه صدقه اى بدهند ، در اين آيه : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون [ خواهيد كه ] با پيامبر راز گوييد ، پيش از راز گفتن خود صدقه اى بدهيد - مجادله : ١٢ » . سپس خداوند از سر رحمت اين حكم را - پس از آنكه واجب ساخته بود - از آنان برداشت .
٣٠ - از ثوبان نقل است كه گفت : فردى يهودى بخدمت رسول خدا آمده و گفت : اى محمّد از تو سؤالى دارم و تقاضا مىكنم پاسخ فرماييد . ثوبان با پاى خود به او زده و اشاره كرد كه بگو : يا رسول الله . يهودى گفت : جز به اسمى كه در ميان قوم خود ناميده شده او را صدا نمىكنم ! سپس با قراءت اين آيه : « [ در ] روزى كه زمين غير اين زمين گردد و آسمانها [ نيز غير اين آسمانها شود ] - ابراهيم : ٤٨ » گفت : مردم در آن روز كجا خواهند بود ؟
فرمود : مردم پيش از رسيدن به محشر در محيطى تاريكند خواهند بود . پرسيد : نخستين غذاى بهشتيان هنگام ورود به بهشت چه چيزى خواهد بود ؟ فرمود : جگر ماهى بزرگ .
پرسيد : سپس چه مىخورند ؟ فرمود : جگر گاو نر . پرسيد : سپس چه مىآشامند ؟
فرمود : سلسبيل ( روان و گوارا ) . گفت : درست گفتى ، اجازه مىفرماييد از شما سؤالى كنم