رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - مقدمهء دوم
بايد اين نكته را متذكر شد كه قوانين اوليّهء روم ، پدران را صاحب اختيار مرگ و حيات فرزندان قرار داده بود ، و به همين جهت بعدها يعنى در زمان رومولوس قانون براى جلوگيرى از قتل اطفال وضع شد . ولى براى اين كه بين اين قانون و قانون سابق موافقتى وجود داشته باشد ، رومولوس مقرّرات زير را وضع كرد :
١ - هيچ پدرى نمى تواند كودكى را كه سنّش كمتر از سه سال است به قتل رساند .
٢ - پدران مى توانند دختران صغير را به قتل برسانند .
ليكن در عين حال بر اثر وضع و اجراى قانون مربوط به لزوم ازدواج و نگهدارى و تربيت فرزندان كه تا سال ٢٧٧ رومى داراى قوّت بود ، اختيار پدران راجع به قتل اطفال به نسبت زياد تعديل گرديد . مى گويند در قانون الواح دوازده گانه كه در سال ٣٠١ رومى وضع شد ، مقرّراتى راجع به قتل اطفال وجود داشته ليكن ما از اين مقرّرات بىخبر هستيم ، و فقط سيسرون خطيب معروف در كتاب خود نكته اى را ذكر مى كند كه مختصرا به اين قانون اشاره مى نمايد و مى گويد : دادگاه ملَّى كه اين همه مورد توجه عموم بود و همگى آرزوى تأسيس آن را داشتند ، بعد از به وجود آمدن آن ، قتل اطفال ناقص الخلقه بر طبق قانون الواح دوازده گانه معدوم گرديده . . از طرف ديگر جز قانون رومولوس كه قتل اطفال را مقيد به شرايطى نموده ، در هيچ يك از ادوار روم به قانونى برنمى خوريم كه قاتل اطفال را مجاز كرده باشد . اين است كه تصور مى رود قتل اطفال از رسوم بدى است كه بعدا در روم پيدا شد ، و هنگامى كه تجمل پرستى مآلا منتهى به فقر گرديد ، و مردم از حيث فقر و دارايى تفاوت بسيار با هم پيدا كردند ، و تربيت كودكان براى پدران خانواده گران تمام شد . تصور مى كردند هر چه در راه بزرگ كردن مصرف كنند از جيب آنها رفته