رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - معناى حرج غير از عدم قدرت عقلانى است
قدرت عقلى شرط انجام تكليف است وجود ندارد . از اين بيان چنين نتيجه گيرى مى شود كه مقصود از حرج در قاعده « نفى حرج » همان مشقت معمولى است اگر چه عقلا قابل تحمل بوده باشد مانند بيمارى يك روزه ، مثلا اگر فرض شود كه گرفتن روزه موجب بيمارى يك روزه كه قابل تحمل است بوده باشد قاعده نفى حرج مى گويد اين روزه واجب نيست . اگر چه در ادلَّه اى كه براى مدرك قاعده نفى حرج ذكر كرديم مسأله وارد ساختن حرج به ديگرى مطرح نبود ولى با ملاحظه اين كه تسلط انسانى به نفس خود مشروط به نبودن حرج است يعنى انسان نمى تواند با تمسّك به مالكيت طبيعى بر خود ، كار مشقتبار را به عنوان وظيفه خدايى بر خود هموار نمايد ، ممنوعيت وارد ساختن حرج به ديگران روشنتر و حتمى تر خواهد بود .
تفاوت ضرر با حرج
تفاوت ضرر با حرج ضرر چنانكه در تعريفش مشاهده خواهيم كرد عبارت است از نقص وارد به يك حالت معتدل با نظر به علل و معلولات مناسب ، اعم از طبيعى و قراردادى ، در صورتى كه حرج به معناى مشقت و زحمت و ناراحتى معمولى مى باشد لذا از يك جهت ضرر عمومى تر از حرج است ، زيرا ممكن است ضررى از نظر ناچيزى بالنسبة به يك شخص ، با اين كه ضرر است موجب مشقت نبوده باشد . و هم چنين ممكن است حرج يعنى مشقت در ضمن ضرر بوده باشد و ممكن است موجب هيچ گونه ضررى نبوده باشد ، فقط براى انسان مشقّت بار بوده باشد .
نفى حرج فقط مى تواند تكليف را مرتفع بسازد
نفى حرج فقط مى تواند تكليف را مرتفع بسازد نظر به ادلَّه كه حرج را نفى مى كند معلوم مى شود كه تكاليف مقرّره مشروط به عدم اخلال به آسايش معمولى انسان در زندگانى مى باشد ، يعنى مشقّت و زحمت بيشتر از آن چه كه خود تكليف اقتضاء مى كند در انجام تكاليف بر طرف شده است .
قانون كلى در موارد تزاحم حرج و ضرر
قانون كلى در موارد تزاحم حرج و ضرر فرض كنيم كه شخصى با تصرف در مال مشروع خود موجب ايجاد مشقت براى ديگرى مى باشد . اين مسأله صور گوناگونى پيدا مى كند و ما در اين مبحث دو صورت