رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - مقدمه اى در تعريف قاعده
مقدمه اى در تعريف قاعده برخى كلمات هستند كه در قلمرو حقوق و فقه ، به طور عمومى به فراوانى به كار برده مى شوند و به جهت داشتن تشابه گاهى مورد خلط و اشتباه قرار گرفته و از اين رو باعث سوء درك در معلومات مربوطه مى گردد از آن جمله است كلمات ذيل :
« دليل ، اصل ، قاعده ، قانون ، مبنى ، طريق » اشتباه در استعمال اين گونه كلمات ، ما دامى كه خللى به معنا نرساند هيچ گونه مانع منطقى ندارد زيرا مى دانيم كه مقصود از كلمات امكان پذير ساختن انتقال معنا در ذهن ديگران است . اين انتقال به هر صورت انجام بگيرد ، اگر چه از مقوله كلمات نبوده باشد مانند اشاره ، مقصود ما را حاصل خواهد كرد . ولى با ملاحظه دقيق در حكمت احتياج به الفاظ و اختلاف شرايط و مقتضياتى كه مردم در زندگانى با آن روبرو هستند ، بايستى كوشش كنيم كه الفاظ به عنوان يك عده وسايل دقيق براى نشان دادن معانى مقصود به كار برده شوند . چون اين مبحث جنبه رسيدگى در زير بناى فقهى و حقوقى دارد لذا به تفصيل مشروح در اين قاعدهء محاورات زندگانى اجتماعى كه متأسفانه همواره مورد مسامحه قرار گرفته است ، نمى پردازيم و اى كاش رشتههاى متعددى براى شناسايى و قوانين ضرورى استعمال الفاظ در معانى مقصود مطرح گردد و ما بتوانيم از ضررهاى گوناگون اين بى اعتناييها در امان باشيم . و به هر حال چند كلمه فوق نيز مانند بسيارى از كلمات ، به طور فراوان ، به سوء استعمال دچار مى گردند .
ما به طور مختصر در بارهء شش كلمه فوق توضيح مى دهيم : كلمات مزبور داراى معانى لغوى مى باشند كه با معانى اصطلاحى مقرّره مناسبتى دارند مثلا « دليل » در لغت به