رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - اما اين كه انتقال اين نطفه به رحم اجنبيّه چه حكمى دارد ؟
همسر اوّل خود . ) بنا بر اين دلايل ، انتقال نطفه زوجى كه از دنيا رفته است ، به زوجه در طول عده وفات بىاشكال مى باشد .
اما مسأله ارث بديهى است كه به مجرد فوت شخصى ، اموال او طبق قواعد باب ارث به وارث او منتقل مى گردد به غير از استثنائاتى كه در جاى خود مطرح شده است .
نكته اى كه در مسأله وجوب حداد [١] براى زنى كه شوهرش از دنيا رفته است ، به عنوان حكمت حكم مى توان مطرح نمود ، استحكام اصالت تشكل خانواده در اسلام است . زن با ترك آرايش در موقع از دنيا رفتن همسرش ، اصالت محبت و وفا در ميان دو ركن اساسى خانواده را اثبات مى كند و اين حالت حتى در فرزندان آن خانواده و ديگر خويشاوندان و همه آنان كه از فوت شوهر زن اطلاع پيدا كردهاند تأثير ارزشى براى اصالت ارتباطات خانوادگى به وجود مى آورد .
اما اين كه انتقال اين نطفه به رحم اجنبيّه چه حكمى دارد ؟
به نظر مى رسد مفاسدى بر اين امر مترتّب مى شود كه جواز آن را مورد تأمل و اشكال قرار مى دهد .
١ - نخستين مفسده اى كه به جواز انتقال نطفه مرد اجنبى كه از دنيا رفته است ، به رحم يك زن ، مترتّب مى گردد تزلزل بنياد خانواده است كه اصيلترين هستهء تشكل جامعه مى باشد .
٢ - قبح و استهجان بازى با ارحام است كه نخستين منزلگه ورود آدمى به اين دنيا است .
٣ - تأثيرات منفى شديد روانى بر فرزندى است كه از چنين نطفه اى متولد مى شود .
اين گونه احساس حقارتها كه ناشى از عدم اصالت هستى آدمى در مجراى جهان خلقت است چه بسا تا آخر عمر دست از گريبان شخص برندارد .
٤ - با نظر به مجموع ابواب فقه كه اهميّت فوق العاده عرض و ارحام زنان را با اشكال
[١] حداد يعنى ترك آرايشهاى زنانه و ارائه وفاء به سبب فراق شوهر