رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - با گرايش به نظام حقوق پيرو ، رسيدگى جامعه به حقوق كودكان مشكلتر مى باشد
كودكان نيز به طور كلى ممنوع و غير قانونى خواهد بود .
ولى از ملاحظهء مباحث مربوطه و روشهاى انسانى به اين نتيجه مى رسيم كه اين يك تفريط بىجا و بلكه ناديده گرفتن ضرورت مشموليت به قانون است كه كودك از همان ابتداى كودكى به آن عادت كند .
با گرايش به نظام حقوق پيرو ، رسيدگى جامعه به حقوق كودكان مشكلتر مى باشد نظام حقوق پيرو مى گويد : هيچ كس نبايد به هيچ كس كارى داشته باشد ، بگذاريد هر كس هر كارى مى كند آزادانه آن را انجام بدهد ، فقط مزاحم ديگران نباشيد ! ! كافى است كه شما جنبنده اى بىمزاحمت باشيد كه از مزاياى انسانى در جامعه برخوردار شويد .
اين منطق نه فقط كار بزرگان و ميان سالان را غير قابل تفسير قرار مى دهد ، بلكه مشكلات زندگى جوانان و كودكان و مسئوليتهاى آنان را از نظر كميت و كيفيت دچار معمّاهاى لا ينحلَّى مى سازد .
معناى اين حقوق و نظام آن ، اين است كه بگذاريد غرايز كنترل نشدهء اشخاص به هر شكلى كه تمايلات آنان اقتضا مى كند اشباع شود ! ! اگر چنين منطقى صحّت داشته باشد و اثبات كند كه انسان مى تواند هر گونه انعطافى داشته و از هيچ گونه اصل انسانى تبعيّت نكند ، آيا همين منطق اثبات نمى كند كه اگر بتوانيد از پيشگاه عدالت فرار كنيد و با تكيه به نيروى خود ، مزاحم انعطاف و « خواستههاى » ديگران باشيد ! اگر براى بزرگسالان و ميان سالان افراد جامعه و حقوق آنها احترامى وجود نداشته و اصلى براى آنان لازم الاتباع جلوه نكند ، تأديب و تعليم « آموزش و پرورش » كودكان چه معنا خواهد داد ؟
ما براى اين كه شخصيّت كودك را معتدل و انسانى بسازيم بايستى هم اصل تنبيه و هم عظمت انسان شدن و احترام به قانون گذاردن را براى او گوشزد كنيم . اگر منطقى وجود دارد كه مى گويد : بگذاريد كودكان هر طور كه مى خواهند زندگى كنند ، هنگامى كه جرم و بزه از آنها سر زد ما به دادگاه اطفال مى كشيم ، ما آنها را تنبيه مى كنيم ما به وضع