رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - كميّت و كيفيّت تنبيه كودكان بزهكار در فقه و حقوق اسلامى
سپس فرمود : حكومت در بارهء كودكان هم مانند ساير حكومتها است و جور و ستم به آنها مانند جور و ستم در بارهء بزرگان مى باشد ، و به كودكان فرمود : برويد به آموزگار خود بگوييد اگر شما را بيش از سه ضربه تازيانه بزند من او را قصاص خواهم كرد . [١] از اين مدرك به خوبى آشكار مى شود كه در تأديب و تنبيه كودكان و حتى در قضاوت ميان آنها بايستى كمال عدالت مراعات گردد ، و چنانكه ملاحظه مى شود روش قوانين اسلام با كودكان حد متوسط و معتدلترين راهى است كه يك نظام حقوقى مى تواند در بارهء كودكان روا بدارد . ولى افراط و تفريط هم چنان دست از گريبان بشر بر نمى دارد . در اين مورد خوب است كه افراط و تفريط قوانين بشرى را از نظر بگذرانيم ، در قانون حمورابى مادهء ١٩٢ و ١٩٥ چنين آمده است كه :
( اگر پسر پدر خود را كتك بزند دست پسر را مى برّند . ) ( اگر پسر مردى كه در قصر سلطنتى طرف مرحمت واقع شده يا پسر راهبه به شخصى كه او را تربيت كرده يا به شخصى كه در دامن تربيت او بزرگ شده بگويد : تو پدر من نيستى ، تو مادر من نيستى ، زبان آن پسر را مى برّند . ) اين دو ماده پسر را به طور عموم ذكر كرده است ، ولى كاملا روشن است كه عموميت اين دو قانون هيچ گونه تفاوتى ميان كودك و غير كودك نمى گذارد ، بلكه با نظر به اين كه احكام كودكان را در قانون حمورابى در ضمن مواد مشخص مى نمايد ، در نتيجه شمول دو قانون مزبور براى كودكان هم از نظر عبارت آن دو قانون روشن مى گردد .
اما قوانين تفريطى در بارهء كودكان ، همهء آن قوانين هستند كه مى گويند : ما نبايد براى كودك تكليفى معيّن كنيم و او بايد راه زندگى خود را انتخاب نمايد . البته حقوقى كه صريحا چنين تفريط را گوشزد نمايد ما سراغ نداريم ، ولى امروزه به طور فراوان شنيده مى شود كه مى گويند :
نبايست با زدن كودك ، شخصيت او را جريحه دار نمود ، اگر اين مطلب زير بناى يك حقوق بر ملاك عدم خشونت با كودك قرار بگيرد بدون شك تأديب و تنبيه
[١] همان مأخذ