رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - اختيارات دولت در كيفيت پيشگيرى و تأديب كودكان در حقوق اسلامى
بزه ) . بايد بدانيم كه در حقوق اسلام يك اصل بسيار مهم اجتماعى وجود دارد كه هر گز كهنه نگشته و هميشه مى تواند ضامن اجراى اصولى باشد كه براى تنظيم روابط اجتماعى و پديدههاى آن وضع گرديده و از بروز هر گونه فساد جلوگيرى نمايد . « قانون حسبى » مقتضاى اين اصل بسيار عمومى بوده و قاعدهء مشخصى هم ندارد تا گفته شود ، اصول مقرّرهء زمانى ، موافق مقتضيات زمان ديگر نمى باشد . خلاصه ، اين اصل بسيار اساسى ، اهميّت زندگانى اجتماعى و تثبيت عدالت اجتماعى را هدف خود قرار داده و افراد با صلاحيت و دولت را به طور اكيد به اجراى آن اصل ملزم مى سازد .
در بارهء اين اصل در بعضى از ابواب فقه اسلامى مباحثى انجام گرفته و كتابى نيز به عنوان « معالم القربة فى احكام الحسبة » نوشته شده است . [١] اكنون بايد ببينيم اختيارات دولت و حدود آن در بارهء تأديب و پيشگيرى بزه از كودكان تا چه اندازه مى باشد ؟
بدون شك اين مسأله به عكس آن چه كه دولتها در امروز رفتار مى كنند ، وظيفهء بسيار اساسى دولت مى باشد كه تا آخرين حد امكان به توسط نشريات و تشويق رؤساى خانوادهها و ساير وسايل تبليغ به تأديب كودكان اقدام جدى نمايند .
بايد در نظر گرفت تشكيلاتى كه مأمور رسيدگى بزههاى كودكان و تأديب آنها مى باشد ، نمى تواند از سنخ دادگاههاى عادى كه براى ميان سالان و بزرگسالان وجود دارد بوده باشد ، زيرا از آن جهت كه زندگى كودك در دورانى است كه تكاليف شامل حال او نمى گردد ، پس مسئوليت عقلايى براى او متصوّر نيست . در نتيجه كودك ، مستحق كيفر ناشى از جرم كه عبارت است از مخالفت با قانون ، نمى باشد . براى پيشگيرى و اجراى تأديبات مناسب بايستى ما از چهار سازمان منظم و نيرومند برخوردار بوده باشيم :
١ - سازمان تربيتى - اين سازمان به طور معمول مى تواند در دورههاى كودكستانى و دبستانى و گاهى هم در دورههاى دبيرستانى ادغام شده و آموزش و پرورش حقيقى بر كودكان حكم فرما بوده باشد .
البته به همراه فعاليتهاى اين سازمان ، رؤسا و مسئولين خانوادهها هم با هماهنگى
[١] اين كتاب تأليف « ابن اخوة دمشقى » است كه چاپ كمبريج آن در نزد اين جانب موجود است .