رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - اختيارات دولت در كيفيت پيشگيرى و تأديب كودكان در حقوق اسلامى
تاريكىها و نادانىها مى سپارد . انسانى كه نمى خواهد بداند از كجا آمده است ؟ و چيست آن هدف مقدس كه بايستى نفس خود را در وصول به آن تربيت نمايد در حال مبارزه با خود مى باشد ، او خود را منكر است ، زيرا اساس وجود خود را ناديده مى گيرد و براى دولت هيچ قاعدهء ثابتى وجود ندارد ، مادامى كه به اين قاعده ( رويانيدن بذرهاى عقايد مقدس در دلهاى نوباوگان ) تكيه نكند زيرا آن عدالت كه بر پا دارندهء حيات دولت و نظام آن است ناشى نمى شود ، مگر از عدل خداوندى كه مستند به ذات اقدس او است . پس سزاوار است كه دولت از دوران نخستين كودكان به تربيت آنان سبقت نموده و اين عقايد مقدسه را براى حفظ پاكدامنى آنان در دلهاى كودكان بروياند . بلكه خود قانون نبايد بىاعتنا به اين امر باشد تا در نتيجه مردمى كه ضعف نفس يا اخلاقى زشت دارند ، آن عقايد را فراموش كنند يا از درون آنان معدوم گردد . هر تربيتى كه دينى نيست ناقص و باطل است . هر دولتى كه شهروندان آن از اين عقايد با عظمت اعراض كردهاند در معرض هلاكت مى باشند . حقيقت چنان نيست كه برخى سياستمداران عوام گمان مى كنند كه دين را وسيلهء حكومت خود قرار دهند ، نه هر گز ، بلكه جوامع و دولتها بيش از آن نياز به دين دارند كه تنها براى نظم جامعه آن را منظور بدارند . » [١] اگر در اين جملات افلاطون و بيانات بنتام با كمى دقت توجه نماييم ، خواهيم ديد پيشگيرى جرم نه تنها از كودكان ضرورت دارد حتى اگر دولت واقعا سعادت افراد جامعهء خود را مى خواهد بايستى قوانينى وضع كند ، و لو با اجراى عدهء زيادى از اصول اخلاقى براى تحكيم مبانى حقوق اجتماع كه به توسط آن قوانين ، از شمار بزه و جرم كاسته شود .
اختيارات دولت در كيفيت پيشگيرى و تأديب كودكان در حقوق اسلامى برگرديم به اصل موضوع ( دخالت دولت در تأديب و پيشگيرى كودكان از ارتكاب
[١] مقدمهء كتاب « سياست - ارسطو » به قلم بارتلمى سانتهيلر ، ص ٢٠ . جملات فوق در كتاب قوانين افلاطون كتاب چهارم پاسخ ٥٦ به اكلينياس آمده است . در ترجمهء فارسى به وسيلهء فاضل ارجمند آقاى محمد حسن لطفى ص ١٢٩ و در همين مأخذ ص ١٢٥ چنين آمده است : افلاطون از زبان آن مرد آتنى چنين مى گويد : « اگر حكومت جامعه به دست خدا نباشد و انسان فانى در جامعه حكومت كند دردها و مصايب آن جامعه پايان نمى پذيرد . »