رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٣ - راههاى برانگيختن اراده و تقويت آن براى انجام شايستگىها ( معروفها ) و اجتناب از ناشايستگىها ( منكرات )
با خودش در تضاد درونى است ، و هم با وجدانها و عقول جامعه در حال مبارزه است .
٤ - در اين كه هوسرانى و پيروى بىقانون از شهوت رانى ، تعقل و احساسات عالى انسانى را در بارهء تكليف تا حدّ سقوط پايين مى آورد هيچ ترديدى نيست و همه مى دانند ، با اين حال ، اكثريت بسيار چشمگير مردم در صدد رها كردن خود از هوسرانى و شهوت رانىهاى ضد قانون ، بر نمى آيند .
٥ - همهء افراد نوع بشر مى دانند كه خودخواهى خارج از حدود « صيانت ذات تكاملى » تا حد اختلالات روانى و جنون پيش مى رود و حد اقل انسان را از ارتباط صحيح با واقعيات و حقايق محروم مى سازد ، با اين حال ، اقليّت بسيار اسفانگيزى از انسانها هستند كه در صدد تعديل اين خودخواهى بنيان كن بر مى آيند .
پس ما بايد به پذيريم كه اساسىترين كارى كه پيشتازان ارشاد يك جامعه اسلامى پس از شناساندن شايستگىها و ناشايستگىها ( پس از طى مرحله اول ) ، بايد انجام بدهند برانگيختن اراده و تقويت آن ، براى انجام دادن شايستگىها ( معروفها ) و اجتناب از ناشايستگىها ( منكرات ) مى باشد .
راههاى برانگيختن اراده و تقويت آن براى انجام شايستگىها ( معروفها ) و اجتناب از ناشايستگىها ( منكرات ) بهترين و كوتاه ترين راه براى برانگيختن اراده و تقويت آن عبارت است از تفسير صحيح معناى حيات و معناى شايستگىها و ناشايستگىها كه ارتباط جدى با حيات دارند . توضيح اين مسأله چنين است كه هر اندازه معناى حيات پستتر و به عالم طبيعت ناآگاه و بىاراده پيوسته تر باشد ، قطعى است كه دو مقولهء شايستگىها و ناشايستگىها در بارهء چنان حياتى بىاثرتر خواهد بود .
همان گونه كه عدالت و حق و آزادى و تكليف و تعديل خودخواهى و فرهنگ و حقوق سالم و اخلاق فاضله هيچ ارتباطى با حيات حيوانى محض ندارد . بلكه از يك جهت مخالف آن است . هم چنان اجتناب از ناشايستگىها ، هيچ تأثيرى بر چنان حياتى ندارد و به عبارت اصطلاحى حيات پست حيوانى ، چيزى نيست كه به شايسته و ناشايسته ارزشى تقسيم گردد . و هر اندازه حيات به مراحل عالى رشد و كمال بيشتر