رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - چگونگى هموار ساختن راه دوم براى تحريك جدى مردم به معروف و جلوگيرى آنان از منكر ، با سه عامل صورت مى گيرد
و حقيقت بودهاند به جهت مهارتى كه در طرح و دفاع به ظاهر زيبا و فريبنده صورت گرفته است ، مقبوليّت چشمگير پيدا كرده و گاهى همهء جامعه را هم تا مدتى فريفته است . اگر چنين چيزى نبود ، امثال مولوى نمى گفتند :
< شعر > راه هموار است و زيرش دامها قحطى معنا ميان نامها لفظها و نامها چون دامهاست لفظ شيرين ريگ آب عمر ماست < / شعر > اما از اين عنايت ربّانى غفلت نكنيم كه با اجراى قانون « لطف » نه حقيقت و واقعيت و نه خرافات و اباطيل براى ابد زير پردههاى نيرنگبازانه و جاهلانه مخفى مى ماند . و در بيان اين قاعدهء لطف در ادبيات عامّه چنين مى گويند : « بعضى مردم را براى هميشه مى توان فريب داد و همهء مردم را هم براى مدتى مى توان گول زد و اما همهء مردم را براى هميشه نتوان فريب داد . » عامل سوم - برانگيختن اراده و تقويت آن براى ورود در مسير گرديدن تكاملى است . براى درك اهميّت حياتى اين عامل لازم است كه وضع روانى بشر را در اين موقعيت دقيقتر و روشنتر مورد مطالعه قرار بدهيم .
وضع روانى بشر در طول تاريخ ممتد خود ، ما را به اين نتيجه مى رساند كه هر گز چنين نبوده است كه بشر هر آن چه را كه در بارهء مصالح و مفاسد خود بداند ، فعاليتهاى درونى و برونى خود را با آنها تطبيق نمايد . به عنوان مثالهاى ساده :
١ - قطعا بشر يك احساس درونى والايى دارد كه جهان هستى با اين عظمت كه علم و فلسفهها آن را اثبات مى كنند نمى تواند بيهوده و عبث باشد :
< شعر > در عالم عالم آفريدن به زين نتوان رقم كشيدن كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى < / شعر > حتى به اين اندازه هم كفايت مى كنيم كه بگوييم : حد اقل بشر احتمال مى دهد كه جهان با اين عظمت ، معنا و هدفى بسيار والا داشته باشد ، با اين حال مى بينيم عملا اعتنايى به اين احساس يقينى يا احتمالى ندارد .
٢ - بشر هزاران بار تجربه كرده است كه هر عملى عكس العملى به دنبال دارد ، با اين حال به اين قانون ترتيب اثرى نمى دهد .
٣ - بشر يقينا مى داند كه هر نيرنگ و خلاف حقيقت و دروغى كه به راه بيندازد ، هم