رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - جملات اولى انجيل يوحنا و توحيد
بوده باشد ، و مقصود از اين كه كلمه نزد خدا بود ، اين است كه نور حضرت عيسى عليه السّلام پيش از آغاز زمان مانند ساير پيامبران در مقام قرب الهى وجود داشته است ، و اين كه كلمه خدا بود ، همان اصطلاح « اله » است كه به مطلق موجود مقدس گفته مى شود و در حال جمع مى گويند : « خدايان » .
به هر حال اگر چه حل جمله « اقانيم سه گانه » بسيار دشوار است ، ولى چيزى كه هست اين است : « با اعتراف مسيحيان به اين كه جمله مزبور گفتهء خود عيسى عليه السّلام نيست بلكه يوحنا يا ديگرى آن را گفته است مى توانند خود را از شرك اصطلاحى تبرئه كنند . » وانگهى ، با يك تتبع كافى در اقوال علماى مسيحيت ، مخصوصا دانشمندان بزرگشان ، اين مسأله براى ما روشن مى شود كه آنان حقيقتا موحّد بوده و اعتنايى به جمله مزبور ننمودهاند . دكارت ، لايبنيتز ، هوگو ، داستايوسكى ، تولستوى و صدها امثال اين انديشمندان اهل توحيد بوده و شريك خدا قرار دادن عيسى در نظرشان خرافىترين مطلب بوده است . و هم چنين تا آنجا كه با مردم معمولى آنان تماس مى گيريم ، خداى واحد را مورد توجه و پرستش قرار دادهاند .
بنا بر اين مى توان گفت : اگر در فرقههاى مسيحيت اشخاصى را ببينيم كه واقعا شرك مى ورزند و به لوازم شرك معتقدند ، در صورتى كه مشركين را نجس بدانيم آنها هم محكوم به نجاست خواهند بود ، و اگر ديديم جملاتى را مى گويند كه كشف از تقليدشان از گذشتهها نموده ولى هر گز به لوازم آنها معتقد نيستند ، نمى توانيم آنها را مشرك بدانيم .
ما در فرق اسلامى با همين وضع نيز روبرو هستيم ، مثلا گروه وحدت موجودىها ، جبريّون ، مجسّمه ، مشبهه . اينان مطالبى را به عنوان اصول مكتب خويش به زبان مى آورند ، ولى چنين نيست كه همه آنان بدانچه مى گويند واقعا عقيده مند بوده و به لوازم گفتههاى خويش ملتزم بوده باشند . شعرا گاهى مطالبى در بارهء پيشوايان دين مى گويند كه زنندگى آنها از اقانيم سه گانه و جمله اول انجيل يوحنا بيشتر مى باشد ، ولى اگر دقت كنيم خواهيم ديد اينان فقط يك فعاليت ذوقى انجام مى دهند و به اصطلاح شعرى مى گويند و به لوازم گفتههاى خود معتقد نيستند . در بارهء مفوضه ، فقهاء حكم به طهارتشان داده آنان را مشرك نمى دانند با اين كه اخبار زيادى آنان را مشرك و كافر معرفى مى كند . [١]
[١] مفتاح الكرامة ، سيّد جواد عاملى ج ١ ، صفحات ١٤٣ و ١٤٢