رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - اتحاد
نوع سوم ، تساوى قرار دادى در برابر حقوق طبيعى و وضعى و ديگر قوانينى كه براى تنظيم زندگى طبيعى و حيات معقول انسانها ضرورت دارد .
و اين سه قسم تساوى به دوازده نوع عمده تقسيم مى گردد . اتحاد انسانها نيز كه فوق تساوىها است به سه نوع عمده تقسيم مى شود كه اين تقسيمات در كتاب تحقيق در دو نظام حقوق جهانى بشر مورد بررسى قرار گرفته است .
اما تساوى انسانها از نظر بعد طبيعى بر دو نوع است :
نوع يكم ، در ابعاد مادى . اين همان تماثل و تشابه است كه در ساير ابعاد اجسام طبيعى و مصنوعى نيز وجود دارد ، اگر چه اين تماثل و تشابه نيز حتى صد در صد و از همهء جهات ميان اشياء امكان پذير نيست ، زيرا چنان كه مولوى در يكى از اشعارش مى گويد :
< شعر > متحد نقشى ندارد اين سرا تا كه مثلى وا نمايم مر تو را هم مثال ناقصى مى آورم تا ز حيرانى خرد را وا خرم < / شعر > اين قانون با يك قانون حكمى بسيار معروف و مورد قبول حكما نيز تأييد مى شود كه مى گويد :
لا تِكرارَ فى التَّجَلَّى ( تجلَّى وجود قابل تكرار نيست . ) نوع دوم ، همانندى به معناى تساوى در حقايق نامحسوس است ، مانند انديشه و تعقل و تجسيم و اراده و تداعى معانى و اكتشاف و انواع لذايذ و آلام و غير ذلك ، و اين تساوى و همانندى حقيقتى است بالاتر از تماثل و تشابه صورى كه انسان آن را با حواس طبيعى ظاهرى مى بيند و مى شنود . زيرا انسان اگر انديشه و تعقل و ديگر فعاليتها و پديدههاى نامحسوس را در درون خود دريافت نكند نمى تواند چيزى در بارهء آنها در ديگران درك كند . بنا بر اين ، حقايقى در انسانها وجود دارد كه با دريافت آن حقايق در خويشتن مى توانند آنها را در ديگران نيز دريافت كنند .
اتحاد مقصود از اتحاد آن وحدت مطلقه اى نيست كه در بيش از يك واحد فوق كميّتها