رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - تفاوتهاى حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب
مشروع بوده و آنان كه بدون ازدواج مشروع به دنيا آمدهاند ) ديده مى شود - مانند اين كه فرزندان نامشروع نمى توانند قضاوت كنند يا مثلا رهبرى جامعه را به عهده بگيرند و نيز ممنوعيت آنان از ديگر كارها و مناصب عالى - نه از اين جهت است كه آنان بدون اختيار ، مردم پليد محض هستند و هيچ گونه حقوق انسانى ندارند بلكه از آن جهت است كه گوشمالى و هشدارى به مردان و زنانى باشد كه مرتكب عمل كثيف زنا مى شوند و موجودى را به دنيا مى آورند ، در حالى كه خود مى دانند قرار دادن نطفه در نخستين نقطهء خلقت بدون استناد به قانون ، عملى است وقيح و با اين توجه بلكه حتى بدون توجه به اين وقاحت و كثافت در حساسترين ارتباط مرد و زن ، موجب به وجود آمدن با عظمتترين موجود كارگاه هستى مى گردند .
آيا اين بىخبران از رازهاى با عظمت هستى حتى احتمال آن را هم نمى دهند كه ورود غير قانونى كودكان به اين دنيا است كه كشف از بى ارزشى موجود انسانى مى كند و باعث مى شود كه اقويا و يكَّه تازان ميدان تنازع در بقاء و پوچ گرايان قهوه خانههاى نيهيليستى به اين حقوقهاى جهانى بشر كه با هزاران آب و تاب نوشته مى شود و مورد تبليغات قرار مى گيرد ، بخندند ؟ آيا آن روزى فرا مى رسد كه خودكامگان بشريت بگذارند انسانها از آن تناقض بنيان كن كه مى گويد : « دروازهء ورود انسانها به زندگى باز ، ولى دروازهء خروج از آن مسدود است » نجات يابند ؟ ! توضيح اين تناقض چنين است : وقتى كه شما به همهء مراجع دادگسترى جوامع بشرى و به همهء كتب حقوقى و حتى به همهء آثار فرهنگى انسانها مراجعه مى كنيد مى بينيد همهء آنها با اتفاق كلمه مى گويند : وارد كردن هر گونه ضرر جانى بر انسانها ، اگر چه يك زخم كوچك باشد ، جرم است و كيفر دارد و بزرگترين ضرر غير قابل جبران در بارهء كسى آن است كه زندگى او بدون علت و مجوز از بين برود ، يعنى كشته شود . و اين مطلب كاملا صحيح است و همهء اديان الهى و مكاتب انسانى كه در تاريخ بروز كردهاند آن را تصديق مى كنند .
بنا بر اين ، دروازهء خروج انسانها از زندگى كاملا مسدود است و هيچ كسى حق ندارد انسانى را نه تنها از دروازهء با اهميّت زندگى خارج سازد بلكه كسى نبايد با وارد كردن يك زخم ناچيز به يك انسان به اندازهء همان زخم او را به دروازهء خروج نزديك