رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٦ - بحث اول مسألهء طهارت اهل كتاب از نظر قرآن مجيد
( مشركين گروه پليدى هستند ، از سال آينده به مسجد الحرام داخل نشوند ) .
كلمه خبيث در ١١ آيه وارد شده است :
پليدى به طور مطلق . ( اعراف ، ٥٨ ) - ( بقره ، ٢٦٧ ) - ( مائده ، ١٠٠ ) - ( انفال ، ٣٧ ) ( ابراهيم ، ٢٦ ) - ( اعراف ، ١٥٧ و ٥٧ ) عدم ايمان . ( آل عمران ، ١٧٩ ) - ( نور ، ٢٦ ) كار زشت ( لواط ) . ( انبياء ، ٧٤ ) تصرف بدون استحقاق در اموال . ( نساء ، ٢ ) در هيچ يك از آياتى كه كلمه « رجس و خبيث » وارد شده است به معناى پليدى جسمانى ( نجاست ) كه مشمول احكام مخصوصى از نظر لزوم پاك كردن با يكى از مطهرات ده گانه ( آب ، آفتاب و . . ) باشد ، ديده نمى شود . آن چه كه از تمام آيات مزبوره استفاده مى شود اين است كه دين مقدس اسلام ، هر گونه پليدى را تقبيح و اجتناب از آن را نشانه اعتقاد و گرايش به اسلام معرفى كرده است . [١] و اين موضوع با نظر به دليل عقل ( كه مدرك ديگرى براى فقه اسلامى است ) و هم چنين سنت و اجماع به طور اجمال ، شايد يكى از ضروريات بوده باشد .
در صورتى كه مسأله اهل كتاب و ساير گروههاى غير مسلمان اين است كه آيا آنان طورى پليد ( آلوده به قذارت ) هستند كه در صورت تماس با بدنهايشان و هر چه با بدنهاى آنان تماس پيدا كرده است و داراى رطوبت مى باشد ، بايستى شستشو كرد و آن را بر طرف ساخت ؟ چنانكه گفتيم ، از آيات مربوط به « رجس و خبيث » نمى توان اين حكم را استفاده كرد . بنا بر اين فقط آيه اى مى تواند مورد بحث در بارهء نجاست كفار قرار بگيرد كه كلمه « نجس » در آن ذكر شده است . اين آيه چنين است :
[١] البته اين يك قانون عمومى است كه اسلام با هر گونه پليدى مبارزه مى كند ، ولى در همين قانون هم ، هماهنگى دو قسم تكليف حقوقى و اخلاقى كاملا مشاهده مى گردد ، بدين بيان كه اگر پليدى موجب ضرر جسمانى يا روحى فرد يا اجتماع بوده باشد ممنوعيت از آن پليدى ، حقوقى الزامى خواهد بود و اگر تا حدود ضرر جسمانى يا روحى نرسد ولى باز عنوان پليدى را دارا بوده باشد ، ممنوعيت اخلاقى خواهد بود .