تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٩ - قرآن رسالتى است براى جهانيان
كتابى جز از جانب خداى آگاه دانا آمده باشد، و ديگر هيچ شك و ترديد درباره درستى رسالت پروردگارش به دل او راه نمىيابد.
بدين سان سوره فرقان نخست به ما يادآور مىشود كه چه كسى اين كتاب را فرستاده است.
«الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ/ ٣٨٨ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً- آن كس كه از آن اوست فرمانروايى آسمانها و زمين، و فرزندى نگرفته است، و او را شريكى در فرمانروايى نيست، و هر چيز را بيافريده است، و آن را با اندازه (و نظام و قانون) آفريده است.» همانا پاره از مردم ديگران را مىپرستند، بدين باور كه آنها را- چنان كه مىپندارند- صاحب نيروى خدايى مىدانند، يا مشروعيّت آنها را ناشى از ذات خدا مىانگارند، مانند اين باور كه پادشاه سايه خداست در زمين، يا خداوند فرمان به پرستيدن خاك و بوم و تقديس قوم و عشيره داده است.
وقتى خداوند اين دو انديشه را درهم مىشكند، در واقع بدين وسيله قاعده تمايز طبيعى ميان نژادها يا مليّتها و وطن گراييها يا هر چيزى ديگر از اين قبيل را درهم مىشكند.
پايان اين آيه كريم- با هم آهنگى و تناسب- مكمّل كلمه «فرقان» است كه در آيه پيشين ياد شد، و آن آيه از آنچه مراد از دو كلمه «فقدّره تقديرا- پس آن را به اندازه و نظم و قانون مقدّر ساخت» كه در پايان اين آيه آمده، به دور نيست، زيرا فرقان آمده است تا انسان را با تقديرها و برسنجيدنهاى الهى و نظامهاى ربّانى آشنا كند، و تقديرها همان نظامها و قوانين هستند.
احاديث درباره معناى تقدير و حدود آن مطالبى افزودهاند كه ما پارهاى از آنها را در اينجا يادآور مىشويم
از على بن ابراهيم هاشمى روايت كردهاند كه گفت: شنيدم ابو الحسن موسى بن جعفر- عليهما السّلام- مىگويد
«هيچ چيزى وجود ندارد مگر آن كه خدا آن را خواسته و اراده كرده و تقدير