تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠ - پيروان كناره رو و مردد
مىگردانند. از اين رو در احاديث بسيار و منقول از پيامبر (ص) آمده است كه
«حرفىها» همان كسانى هستند كه در رهبريهاى الهى شك مىكنند، در حالى كه فرمانبردارى مطلق از پيامبر و امامان توصيه شده او و پس از ايشان از فقيهان، همانا آشكارترين مظاهر ايمان است. از اين رو مىبينيم كه روند قرآنى در آيات آينده درباره مسأله ولاء (و پيروى) با ما سخن مىگويد.
[١٢] مقياس ايمان راستين پيوستن به رهبرى الهى است و ثابت قدم بودن همراه آن و فرمانبردارى از آن در شرايط دشوار با وجود مخالفت آن با خواهشهاى نفسانى و مصالح شخصى.
و بارزترين مظاهر «حرفى بودن» (و ترديد) در ايمان شك در رهبرى ربّانى است هنگامى فرمان به كارى دشوار مىدهد، يا تصميم رهبرى با خواهش نفس آدمى مخالفت دارد، يا هنگامى كه رهبرى در معرض نگونسارى يا شكست قرار مىگيرد. سرنوشت «حرفىها» پرورش در دامان رهبريهاى جاهليّت همچون سلطههاى طاغوتى، يا احزاب الحادى، يا دستههاى گمراه است. و اين همه در منطق قرآن شركى آشكارا و در عين حال گمراهى بىپايان است.
«يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ- سواى خدا كسى را مىخواند ...» يعنى سواى خدا و رهبرييى كه خدا به پيروى از آن فرمان داده است، از پيامبرى مرسل يا امامى معصوم، يا رهبرى گماشته شده از جانب او.
«ما لا يَضُرُّهُ وَ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ- كه نه زيانى به او (به انسان) مىرساند و نه سودى، و اين گمراهى و ضلالتى است بىپايان.» گاه انسان از رهبرييى پيروى مىكند كه بدو سودى نمىرساند ولى او گمان مىكند كه آن رهبرى بدو سودى مىرساند در حالى كه اين خود اوست كه با پيروى از آن رهبرى بدان سود مىرساند. آيا اين گمراهى نيست كه انسان نيروهاى خود را براى هيچ و پوچ نه براى كسب سود و دفع زيان، صرف كند؟/ ٣٠ و بىپايانتر از اين گمراهى آن است كه بشر به رهبرييى بپيوندد كه زيان مىرساند و سودى نمىبخشد.