تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢١ - رهنمودهايى از آيات
از خود پرسيهاى فطرى انسان را به پروردگار و آفريننده خود هدايت مىكند و به گونهاى استوار قبول خود را بر و جدان آدمى واجب مىسازد، از اين قبيل: كيست كه آسمانها و زمين را آفريده است؟ كيست كه فرمانروايى بر اين آسمان پهناور و هستييى را كه حدود آن را نمىدانيم به دست دارد؟ صاحب اين قدرت عالى بر ما كيست كه مردم هنگام سختيها بدو پناه مىجويند؟
آيات اين درس به روشنى بدين پرسشها پاسخ مىدهند: بيگمان او «اللَّه» قاهر و برتر از همه چيز است كه هيچ چيز مانند او نيست، و دلهاى مردم به فطرت و سرشتى كه خدا آنان را بر آن فطرت آفريده است متوجّه او مىشود، و چنان كه امام رضا (ع) گفته است
«حجّت او به فطرت ثابت مىشود». [٣٥]/ ٢٢٢ در اين صورت، چه چيز مانع و عايق ياد كردن از خدا مىشود؟ و آن گردنه دشوار و مانعى كه در برابر راه تقوى قرار گرفته كدام است كه گاه ما را بىخبر و گاه مسحور و حيران مىسازد؟ و ما در نتيجه فشارهاى گوناگون داخلى و خارجى اراده خود را از دست داده و به حضيض تكذيب و شرك فرو افتادهايم.
انسان از خلال مراحلى چند بدين دور تسلسل باطل كشانده مىشود كه عبارت است از
١- غفلت: وقتى انسان غافل شد نخستين سنگ بناى مانعى را كه ميان او و كنه حقيقت موجود فاصله مىافكند بر زمين مىنشاند، از اين رو آشكارترين حقيقت اين هستى پهناور را فراموش مىكند، حقيقتى كه خداى تبارك و تعالى درباره آن مىگويد
«قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؟ [٣٦]- پيامبرانشان گفتند: آيا در خدا- آن آفريننده آسمانها و زمين- شكّى هست؟».
[٣٥] - بحار الانوار، ج ٤، ص ٢٣٣.
[٣٦] - ابراهيم/ ١٠.