تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨ - تضمين آزادى انسان در حرم خانه خدا
از حجّ باشند در حالى كه تيغ بيداد بر آنان مسلّط و بركشيده شده است؟ و چگونه در شؤون امت بينديشند در حالى كه دستگاههاى سركوب كننده حكمفرما و چيره شده آنان را تعقيب مىكنند؟ و چگونه چركين جامه شرك را از تن بيرون كنند و از بيم ستمگران رها شوند تا تنها و تنها خداى يگانه را بپرستند و بستايند در حالى كه شيطانهاى سلطه پيرامون ايشان را گرفتهاند؟
/ ٤٩ بدين سان در مىيابيم كه هر انحرافى كه به ستم انجامد مشمول اين آيه است حتى اگر از جانب دولت نباشد و از طرف صاحبان تسلّط كوچك همچون شوهر و مالك و مدير و ... و ... معمول گردد. در حديثى منقول از امام صادق- عليه السّلام- آمده است
«هر ستمگرى كه در مكّه به خود ستم كند يا به ديگرى، از دزدى و تجاوز و هر گونه ستم ديگر من آن كردار را الحاد مىدانم، و از اين رو سكونت در حرم خانه خدا نهى شده است». [٣] يعنى اقامت دائم در مكّه از لحاظ شرعى مكروه است، زيرا آدمى به هر حال از ظلم به خويشتن با انجام يكى از اين امور حرام شده منزّه و عارى نيست و اگر در خانه خدا (و مكّه) سكونت دائم گزيند اين گونه معصيتها و نافرمانيهاى او همه الحاد شمرده مىشود و خدا مجازات آن را دو چندان كرده است.
«الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ- كه آن را براى مردم قرار داديم ...» پس مسجد الحرام ملك يك تن يا خانوادهاى معيّن يا دولتى خاصّ نيست، بلكه متعلّق به تمام مردم، و خدا آن را چنين قرار داده است.
«سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ- چه براى مردم مقيم و چه صحرا نشين غريب ...» يعنى شخص مقيم دائم در مكه با آن كس كه از باديه و صحرا بدان شهر مىآيد يكسانند، آن گاه خداوند اين حقيقت را ديگر بار تأكيد مىكند و گويد
[٣] - تفسير نمونه، ج ١٤، ص ٦٥.