تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٩ - شرح آيات جهاد بزرگ
گردنكش، و شادخواران، و مؤسّسات فرهنگى گمراه كننده ... همه اينها بتهايى هستند، و انسان است كه هنگامى كه به آنان سر فرود مىآورد و شيطان و كافران را تأييد مىكند، به خويشتن زيان مىزند.
و اگر خوارى و سرسپردن مردم ساده و تسليم شدن صاحبان مصلحتها نمىبود، پايهاى از ظلم بر پا نمىماند. بگذار حديثى حكمت آموز را در اين مورد با هم بخوانيم
از على بن ابى حمزه منقول است كه گفت: مرا دوستى بود از كاتبان بنى اميّه، به من گفت: براى من از ابى عبد اللَّه اجازه ديدار بگير، برايش اجازه گرفتم.
چون وارد شد سلام گفت و نشست، آن گاه گفت: فدايت شوم، من در ديوان آن قوم بودم، و از دنياى آنها مالى بسيار به من رسيد، اما از مطالبه آن چشم پوشيدم، ابو عبد اللَّه (ع) گفت: اگر بنى اميّه كسانى را نمىيافتند كه براى آنها كاتبى كنند و عايدات گردآورند، و به جاى آنها بجنگند، و در نماز جماعتشان حضور يابند، حق ما را سلب نمىكردند، و اگر مردم آنها را و آنچه را در دست آنهاست ترك كنند چيزى نمىيابند مگر آنچه به دستشان افتد. آن گاه آن جوان گفت: فدايت شوم، آيا براى من راه گريزى از آن هست؟ گفت: اگر بگويم همان را انجام مىدهى؟
گفت: مىكنم، گفت: تمام آنچه را از كار در ديوانهاى آنها به دست آوردهاى جدا كن، اگر صاحبان آنها را شناختى مالش را بدو بازده و اگر نشناختى آن را به صدقه ده، و من بهشت را براى تو بر عهده خدا تضمين مىكنم. گويد: آن جوان ديرى سر به زير افكند و سپس گفت: فدايت شوم، كردم. ابن ابى حمزه گويد: سپس آن جوان با ما به كوفه آمد و هيچ چيزى را كه بر پهنه زمين داشت باقى ننهاد و همه را حتى جامهاى را كه بر تن داشت بيرون آورد و باز پرداخت. وى گويد: از اين رو ما براى او به قسمت بندى ميان خود چيزى گردآورديم و براى او جامههايى خريديم و هزينهاى براى او فرستاديم. [٢٨]
[٢٨] - بحار الانوار، ج ٧٥، ص ٣٧٥.