تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٨ - شرح آيات جهاد بزرگ
ميان اين دو جريان جدا كنندهاى ناپيدا نهاده كه آنها را از آميختن به هم باز مىدارد.
آيا اينها نشانههاى قدرت و گواههاى حكمت نيست؟ پس چه قدر به گزافه مىرود كسى كه با پروردگارى بستيزد كه اين نشانههاى او و آن نامهاى نيك اوست؟
«وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً- اوست كه دو دريا را به هم بياميخت: يكى شيرين و گوارا و ديگرى شورابى سخت گزنده. و ميان آن دو آب مانعى و سدّى استوار قرار داد.» «العذب» آب شيرين است، و «الفرات» شيرينترين آبها باشد، و «الملح» آب شور است و «الاجاج» آبى است كه شورى آن بسيار و گزنده باشد. و «البرزخ» سدّى است كه از آميختن دو گونه آب به يكديگر جلوگيرى مىكند.
[٥٤] «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً- اوست كه آدمى را از آب بيافريد و او را نسب و پيوند (زناشويى) ساخت و پروردگار تو به اين كارها تواناست.» همان گونه كه خدا ميان آبها تفاوت نهاد، همان تفاوت را در ميان فرزندان بشر نيز قرار داد، پس مردم همه از يك آب برآمدهاند، و زمين يكى است، جز اين كه از لحاظ آن كه پيوندشان نسبى باشد يا سببى (زناشويى) با يكديگر تفاوت دارند، برخى از طريق نسب به ديگران مربوطند چون پدر و برادر و پسر، و برخى به سبب دامادى و زناشويى با ديگران پيوند دارند.
[٥٥] «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُهُمْ وَ لا يَضُرُّهُمْ- سواى خداى يكتا چيزهايى را مىپرستند كه به آنها نه سود مىدهد و نه زيان ...» مىپرسى: آيا پرستيدن بتها به انسان زيان مىزند يا نه؟
به طبع اين پرستش بدو زيان مىزند، ولى قرآن مىگويد: «چيزهايى را مىپرستند كه آن چيزها نه به ايشان سود مىدهد نه زيان» و اين بيان براى آن است كه آنچه به انسان زيان مىرساند پرستش بتها به وسيله اوست نه خود بتها (كه هيچ كارى نمىكنند و طبعا سود و زيانى نمىتوانند برسانند. م.)./ ٤٥٨ پس حكمرانان