تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - شرح آيات
مىپرسيم: مردم از سايه خورشيد چه مىبينند؟
جز نورى برانگيخته از خورشيد را نمىبينند كه بر زمين گسترده شده، و به مشيّت خدا نورى است در حال انقباض و انبساط، شب را به روز و روز را به شب تبديل مىكند، و اين همه نشانهاى است دلالت كننده بر وجود خورشيد./ ٤٤٩ ما به خورشيد يقين داريم، بى آن كه جز سايهاش را ديده باشيم، كه از خلال همان سايه طبيعت و نيرو، و ميزان گرماى آن را چنان مىشناسيم كه اگر خود خورشيد را ديده بوديم مىشناختيم. همچنين واجب است از طريق نامها و نشانههاى خدا در عالم هستى پروردگار خود را بشناسيم و يقين راسخ بدو بيابيم، و همان گونه كه به اذن خدا آفتاب دليل سايه است نه بر عكس، پروردگار است كه خود دليل به خويش و به نشانهها و نامهاى خود است نه بر عكس.
«أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً- آيا به پروردگارت ننگريستهاى چگونه سايه را مىكشد؟ اگر مىخواست در يك ساكنش مىگرداند.» و اين كار را با متوقف كردن گردش زمين صورت مىداد تا همواره در شب پايدار، يا روز دنبالهدار باقى بماند.
«ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا- آن گاه آفتاب را بر آن دليل گردانيديم.» تعبيرات و الهامات قرآنى بر يكديگر موج مىزند تا پرتو نور را به دل بيفشاند و انسان را به غيب حقايق برساند، وقتى آنچه مىبينيم پرتوى است از خورشيد و نشانى از نشانههاى خدا، چرا از طريق اين پرتو خورشيد را كشف نكنيم و از اين نشانهها خدا را نشناسيم؟! و ما كجاييم و آن امامى كه گفت: «هيچ چيز را نديدم مگر آن كه خدا را پيش از آن و همراه آن و پس از آن ديدم»؟! پس مؤمن احاطه شده به شناخت خدا زندگى مىكند، زيرا او هر جا نظر افكند نشانههاى آشكار خدا را مىبيند كه ايمان بر ايمانش مىافزايد. اگر جمال و كمال را ببيند گويد منزّه است خدا، و اگر عظمت و قدرت را ببيند گويد بزرگتر