تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٩٢ - متن
ابن عباس گفت: پس عثمان را چه كسانى كشتند؟ معاويه گفت: مسلمانان او را كشتند! ابن عباس گفت: اين حرف كه دليل تو را باطل مىكند و ريختن خون او را حلال مىسازد چرا كه اگر مسلمانان او را رهايش كردند و كشتند، پس به حق بوده است! معاويه گفت: ما به سراسر قلمرو خلافت نوشتهايم و از ذكر مناقب على و خاندانش نهى كردهايم، زبانت را بگير و مواظب خودت باش.
ابن عباس به او گفت: آيا ما را از خواندن قرآن هم نهى مىكنى؟ معاويه گفت: نه! ابن عباس گفت: آيا ما را از تأويل آن هم نهى مىكنى؟ گفت: آرى! ابن عباس گفت: پس آيه قرآن را بخوانيم و نپرسيم منظور خدا چه بوده است؟
گفت: آرى! ابن عباس گفت: كدام يك بر ما واجبتر است؛ خواندن قرآن يا عمل قرآن؟
معاويه گفت: عمل به قرآن.
ابن عباس گفت: وقتى ندانيم منظور خدا از آنچه نازل كرده چه بوده چگونه به آن عمل كنيم؟
معاويه گفت: تفسير و تأويل آن را از كسانى جز خودت و خاندانت بپرس.
ابن عباس گفت: قرآن فقط بر اهل بيت من نازل شده آيا تفسير و تأويل قرآن را از خاندان ابو سفيان يا خاندان ابو معيط يا از يهود و نصارى و مجوس بپرسم؟! معاويه گفت: ما را در رديف يهود و نصارى و مجوس گذاشتى و از آنان حساب كردى! ابن عباس گفت: به جانم سوگند! تو را در رديف آنان نگذاشتم، اين تو هستى كه ما را از پرستش خداوند توسط قرآن نهى مىكنى، ما را از عمل به امر و نهى و حلال و حرام و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه قرآن باز مىدارى و اگر امت از اينها نپرسند هلاك شوند و دچار اختلاف گردند و تباه شوند.
معاويه گفت: قرآن را بخوانيد و تأويل و تفسيرش كنيد ولى چيزى از آنچه