تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٦٤ - متن
و از فضايل و سوابق و يارى انصار ياد كردند و از آنچه خداوند در كتابش در ستايش آنان فرموده و از آنچه رسول خدا در فضل آنان گفته، و از آنچه رسول در باره سعد بن معاذ [١] در تشييع جنازه او فرموده و از حنظلة بن راهب [٢] ياد كردند كه فرشتگان غسلش دادند و از عاصم بن ثابت انصارى [٣] معروف به حمى الّدبر سخن به ميان آوردند، و تا آنجا پيش رفتند كه چيزى از فضائل انصار فروگذار نكردند هر قومى مىگفت: فلانى و فلانى از ما است؛ قريش گفتند: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم از ما است، حمزه پسر عبد المطلب، جعفر، عبيده پسر حارث، زيد پسر حارثه، ابو بكر، عمر، عثمان، سعد، ابو عبيده، سالم و ابن عوف از ما هستند. خلاصه آنكه اين دو قوم همه مسلمانان اوليه و ياران پيامبر را نام بردند.
در اين جمع بيش از دويست مرد حضور داشت؛ برخىشان پشت به ديوار و رو به قبله نشسته بودند و برخى در ميان جمع قرار داشتند. كسانى را كه از قريش در اين جمع به خاطر سپردم عبارت بودند از: على بن ابى طالب عليه السّلام، سعد بن ابى وقاص، عبد الرحمن بن عوف، زبير، طلحه، عمار، مقداد، ابو ذر، هاشم بن عتبه، عبد اللَّه بن عمر، حسن و حسين عليهما السّلام، ابن عباس، محمد بن ابى بكر، عبد اللَّه بن جعفر، عبيد اللَّه
[١]سعد بن معاذ بن نعمان اوسى (م ٥٠ ه)، از انصار و اصحاب رسول صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم، وى از متحدان كودتاچيان بود.
[٢]حنظلة بن راهب، شهيد شگفت تاريخ صدر اسلام، جوانى كه در صبح شب ازدواج در پى زفاف به پيكار احد شتافت و فرصت غسل جنابت نيافت و شهيد شد. همسرش جريان را به رسول گفت: رسول فرمود كه ديده او را فرشتگان غسل مىدهند.
[٣]عاصم بن ثابت انصارى، شهيد احد، مشركان و كفار خواستند كه او را مثله كنند، زنبورهاى بسيار بر جسد او گرد آمدند و مشركان را اجازه جسارت ندادند.