تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٩ - يادآورى
كتاب سليم روايت گذشته و منفرد و بريده از زمان حال نيست كه در اقصاى تاريخ يقه يك يا چند نفر را بگيرد و اذهان را از حالشان به گذشته دور بكشاند، روايت سليم روايت فرقهاى و كلامى نيست كه در قاموس جنگ فرقهها بگنجد و در بايگانى تاريخ رسمى به كار تحقيق آيد، روايت سليم روايتى است جاندار و محسوس و ملموس كه تمام تاريخ اسلام را در بر مىگيرد. بنا بر اين بر خلاف دريافت وحدتيان روشنفكر، كتاب سليم كلوخ انداز تفرقه و تجزيه امت نيست تا صفى را آشفته سازد و جبههاى متحد را پراكنده كند، و نيز بر خلاف پندار ولايتيان مقدّس و محزون و پرهيزكار و عارى از حضور در زمان و تاريخ، كتاب سليم روايتى ملودرام و تراژيك و يا مرثيهاى در رثاى گذشته نيست، چرا كه در اين كتاب سخن از هماره شكستن پهلوى فاطمه است و هماره به بند كشيدن على و هماره به آتش كشيدن كانون توحيد (خانه فاطمه و على)، كه در پى هر نهضتى و برخاستن هر غارتى و غصبى و ارتداد و سبّ و لعن و نفرت و نكبتى پهلوى فاطمه و فرق على و قلب حسن و حلقوم حسين شكسته و شكافته و پاره پاره و بريده مىشود كه سخن از مذهب فاطمه و على و حسين است و حضور هماره آنان در نهضتهاى تاريخى اسلام.
در اين كتاب سخن از هماره غصب حقّ على و تحريف حقيقت على است، در اين كتاب سخن از هماره پديدار شدن سقيفه است و هماره حضور مشايخ آن در تاريخ، در اين كتاب سخن از هماره ربذه عثمان است و هماره مطبق معاويه و مذبح يزيد، در اين كتاب سخن از هماره حضور حقّ على و حقيقت على و تجلى آن در هر نهضت اسلامى است كه على و مذهب على روح حاكم بر آرمانهاى متعالى انسانى نهضتهاى اسلامى تاريخ است.
كتاب سليم فحشنامه شعوبيه پسند نيست؛ اگر مىخوانيم كه در آن محشر كبرى و اوج مظلوميت حقّ و گستاخى و وقاحت غصب، و پس از آن همه استدلال و استناد و احتجاج به آيات ربّانى و نصوص نبوى و اذعان به اجماع مكرر امّت در حقانيت و امامت و خلافت على و آل، گوشى بدهكار نيست و جز لبخند كريه و فوق العاده دردناك كه از هزاران