تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٦٤ - متن
پيروان و بيعتكنندگان وى خواهند بود، پس تو را و مرا فراخواهند خواند.
اى معاويه! تو آن زنجير به گردنى هستى كه مىگويد: «اى كاش پروندهام را به من نمىدادند و نمىدانستم چه حساب و كتابى دارم» [١] تا آخر داستان. به خدا سوگند! اين را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم در باره تو شنيدم، و نيز هر پيشواى ضلالتى كه پيش از تو بوده و پس از تو خواهد بود، او را همان گونه عذاب و خوارى خداوند است.
و اين فرموده خداوند در باره شما نازل شده كه: «آن رؤيائى را كه به تو نمايانديم و آن درخت نفرين شده در قرآن را، فقط براى آزمودن مردم قرار داديم» [٢] و آن هنگامى بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم دوازده پيشوا از پيشوايان ضلالت را بر منبرش در خواب ديد كه مردم را به ارتجاع مىرانند، دو نفرشان از دو قوم مختلف قبيله قريش بودند و ده نفرشان از بنى اميّه، نخستين آن ده نفر همان رفيقت است كه به خون خواهى او برخاستهاى و بقيّه آنها تو و پسرت و هفت نفر از بچههاى حكم بن ابى العاص كه نخستينشان مروان است كه آنك كه داشت به سخنان زنان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم گوش مىداد، حضرتش او و فرزندانش را لعن و طرد كرد.
اى معاويه! ما خاندانى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا برگزيد و پاداش دنيوى را براى ما نپسنديد.
تو و رفيق و وزيرت عمرو عاص از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلم شنيدهايد كه مىفرمود: هر گاه فرزندان ابو العاص به سى نفر رسند كتاب خدا را به بازى گيرند و بندگان خدا را به خوارى و مال خدا را به تاراج برند! اى معاويه! زكريا پيامبر خداوند را ارّه كردند و يحيى را سر بريدند، و اين قومش بودند كه او را كشتند در حالى كه وى آنان را به خداوند فرا مىخواند، و تحمل چنين حوادث دنيوى براى خداوند آسان است. همانا كه دوستان شيطان از همان آغاز با
[١]قرآن ٧٠/ ٢١، ٢٢، ٣٢.
[٢]قرآن ١٧/ ٦٠.