تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٠٤ - متن
بيرون آمديم به يك ديگر گفتند: «اين مرد باكى ندارد كه پسر عموى كوچكش را هم بالا برد»، يكى از آن دو گفت: «او خلافت پسر عمويش را روبراه مىسازد»، و همهشان گفتند: «تا على باقى است ما را نزد او خيرى نيست». سليم گويد: گفتم: اى ابو ذر! آيا اين سلام بر امارت على عليه السّلام پس از حجة الوداع بود يا پيش از آن؟ گفت:
سلام اول پيش از حجة الوداع و سلام دوّم پس از حجة الوداع. گفتم: پيمان اين پنج نفر چه زمانى صورت گرفت؟ گفت: در حجة الوداع. گفتم: خداى كارت را اصلاح كند! مرا از آن دوازده نفرى كه به اصحاب عقبه مشهور شدند آگاه كن كه در نظر داشتند شتر رسول خدا را بر مانند، و اين جريان در چه زمانى بود؟
گفت: در بازگشت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم از حجة الوداع در غدير خم.
گفتم: مىشناسىشان؟ گفت: آرى به خدا، همهشان را. گفتم: از كجا مىشناسىشان، حال آنكه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم نامشان را خصوصى به حذيفه گفت؟
گفت: عمّار ياسر جلودار شترها بود و حذيفه افسار شتر رسول خدا را داشت، رسول خدا به حذيفه دستور داد كه جريان را پوشيده دارد ولى به عمّار چنين نفرمود.
گفتم: نامشان را برايم مىگويى؟ گفت: آن پنج نفر موسوم به اصحاب صحيفه، و آن پنج نفر موسوم به اصحاب شورا و عمر و بن عاص و معاويه. [١] گفتم: پس از درگذشت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم با وجود اين توطئه، عمّار و حذيفه چگونه در ماهيّت منفى اينان ترديد كردند و در ماجراى خلافت، آن موضع را گرفتند؟
ابو ذر گفت: توطئهگران پس از افشاى ماجرا، اظهار پشيمانى نموده و توبه كردند، وقتى گوسالهشان ادعاى خلافت كرد و گوسالهگردانشان و آن سه نفر ديگر
[١]اصحاب عقبه عبارت بودند از: ابو بكر، عمر، ابو عبيده، معاذ، سالم، عثمان، ابن عوف، سعد بن ابى وقاص، طلحة، زبير، معاويه، عمرو بن عاص.