تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٣٠٠ - متن
سالم و معاذ بن جبل و گروهى از انصار حضور داشتند. سپس فرمود: من خدا را بر شما گواه مىگيرم.
آنگاه على عليه السّلام به جمع حاضر رو كرد و فرمود: سبحان اللَّه! شگفتا كه چگونه قلوب اين امت از بلا و فتنه اين دو و از دوستى گوساله و گوساله گردان آن لبريز شده است؟! اينان اقرار كردند و ادعا نمودند كه رسول خدا كسى را به جانشينى خود نگمارد و كار را به شورا و مشورت واگذاشت. و از زبان رسول خدا گفت آنكه گفت:
رسول خدا كسى را به جانشينى خود نگمارد و اينكه پيامبر خدا فرموده: «در ما خاندان، نبوّت و خلافت جمع نشود» در حالى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم به اين هشتاد نفر فرمود: بر على به عنوان امير مؤمنان سلام دهيد و خدا و خلق را بر آنچه گفت گواه گرفت.
شگفتا كه اقرار كردند و سپس ادعا نمودند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم كسى را به جانشينى خود نگمارده و فرموده كه: امر خلافت به شورا باشد، سپس اقرار كردند كه آنان در مورد خلافت ابو بكر مشورت نكردند و اينكه بيعت ابو بكر نامشروع [١] بود و چه گناهى بزرگتر از بيعت نامشروع! آنگاه ابو بكر، عمر را به جانشينى خود گمارد و امت را به حال خود رها نكرد و از رسول خدا كه به گفته خودشان درگذشت و جانشينى نگمارد، پيروى ننمود. در اين مورد به وى اعتراض شد، گفت: «آيا امّت محمّد را مانند كهنه كفشى رها كنم و آنان را بدون اينكه كسى را به جانشينى خود بر آنها گمارم ترك نمايم؟!» و اين سخن او سرزنش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم و دورى از رويهاى بود كه به حضرتش نسبت دادند.
سپس عمر شيوه سومى پديد آورد. او آن گونه كه ادعا مىكرد؛ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم
[١]و ان بيعته كانت فلتة. فلتة در لغت به معناى: «يقع الامر من غير احكام» كه معادل كودتا مىشود. يعنى حادثه سقيفه يك كودتاى سياسى عليه نهضت اسلام بود.