تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٦١ - متن
* عاصم بن قيس حاكم مناذر نيز خورجينها و زنبيلهاى چرمىاش را پر كرده ابن غلّاب؛ خالد بن حرث مسئول بيت المال اصفهان، از راندهشدگان بنو نصر نيز بار خود را بسته است.
* ابو مريم بن محرش [١] حاكم رامهرمز در آهسته ربودن اموال نمونه است، و در روستاها ثروت هنگفتى انباشته است.
* هوشمندانى كاردان را نزدشان بفرست تا به حسابشان رسيدگى كنند و تو را از آنچه گفتم با خبر سازند و بگويند كه بر اموال و بيت المال چه رفته است.
* خاندانم فدايت باد! سوگندشان بده كه اگر سوگندشان دهى به اندكى از تو راضى خواهند شد.
* مرا به گواهى دادن فرا مخوان كه من غايبم ولى شگفتى روزگار را شاهدم.
* صف فشرده اسبان را چون ديوارهاى استوار، و كلاهخودهاى گلگون را، و نيزههاى بىشمار و فراوان را مىبينم.
* و از پارچههاى پيچيده در نيامشان، و از ميان پارچههاى زربفت تار و پودشان،* تا كه آن سوداگر دارينى شيشهاى عطر آورد و بر فرقهاشان بريزد.
* هر گاه برگردند و توبه كنند ما نيز برگرديم و توبه كنيم و هر گاه بجنگند ما نيز مىجنگيم، كه آنان را ثروت بسيارى است و ما را مال اندكى.
ابن غلّاب مصرى؛ خالد بن حرث از «بنود همان» مسئول بيت المال اصفهان در پاسخ ابو مختار چنين سرود:
* هان! به ابو مختار برسان كه نزد او آيم كه با او خويشاوندى سببى و نسبى ندارم، و نه هم ميراث كسى نزد من است كه به ارث برده باشم، و نه هم باج و خراجى كه از اسيرى گرفته باشم و نه هم ثروتى كه به خيانت انباشته باشم.
[١]متن: ابن محرز.