تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ٢٥٨ - متن
در باره پروردگارش محاجّه كرد، و دو نفر از بنى اسرائيل كه كتابشان را تحريف و سنتشان را تغيير دادند؛ يكىشان مردم را يهودى كرد و ديگرى مردم را نصرانى نمود و شيطان نفر ششم است. و شش نفر آخرين عبارتند از دجّال و اين پنج نفر؛ ياران عهد نامه، و جبت و طاغوتشان همان چيزى است كه بر آن در دشمنى با تو اى برادر، عهد و پيمان بستند كه پس از من بر تو بشورند؛ اين و اين، كه نام آنان را گفت و تعدادشان را براى ما بر شمرد. سلمان گفت: گفتيم: راست مىگويى، گواهى مىدهيم كه ما اين مطلب را از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم شنيديم.
عثمان گفت: اى ابو الحسن! آيا در باره من سخنى از رسول خدا نزد تو و يارانت هست؟
على عليه السّلام گفت: آرى! شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم دو بار تو را نفرين كرد و پس از اينكه تو را لعن كرد براى تو آمرزش نخواست.
عثمان خشمگين شد و گفت: مرا با تو كارى نيست، اما تو در دوره رسول خدا و پس از او مرا به حال خود نمىگذارى.
على گفت: آرى! خدا پوزهات را به خاك ماليد.
عثمان گفت: به خدا سوگند از رسول خدا شنيدم كه مىگفت: زبير مرتد از اسلام كشته شود.
سلمان گفت: على عليه السّلام خصوصى به من فرمود؛ عثمان راست گفت، و آن اينكه زبير پس از قتل عثمان با من بيعت كند و سپس بيعت مرا بشكند و مرتد كشته شود.
سلمان گفت: على عليه السّلام گفت: همه مردم پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم مرتد شدند به جز چهار نفر. همانا كه مردم پس از رسول خدا همانند هارون و پيروانش و مانند گوساله و گوساله پرستان گرديدند؛ على مانند هارون، عقيق مانند گوساله و عمر مانند سامرى. شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم مىفرمود: «در قيامت گروهى از اصحابم با مقام و منزلتى كه از من كسب كردهاند مىآيند تا از صراط بگذرند، وقتى ببينمشان