تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٩٢ - متن
است؟ كه فرمود: آرى به فرمان خدا و رسولش است»، كه البتّه اين حرفها سر جاى خود است و در آن بحثى نيست. ابو ذر هنگامى كه داشت جريان سلام اين دو و خودش و مقداد و سلمان را به على بر امارت مؤمنان، برايم تعريف مىكرد گفت: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود: «هيچ امّتى نبوده و نيست كه سرنوشت و حكومت خود را به فردى واگذارد كه در ميان امّت فردى داناتر از او باشد و به قهقرا نرود مگر به آنچه ترك كرده است بازگردد». اى ابان! ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و همه اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در اين حقيقت شكى، اختلاف نظر و نزاعى نداشتند كه على بن ابى طالب، نخستينشان بود كه اسلام آورد و داناترينشان است و بيش از همهشان در راه اسلام رنج كشيده و در راه خدا جهاد كرده و با پهلوانان شرك و كفر جنگيده و جان خويش را سپر بلاى رسول خدا ساخته است و مشكلى براى رسول خدا پيش نيامده كه على را به خاطر اعتماد و شناخت وى جلو نينداخته باشد، و دژى نبوده كه على نگشوده باشد و اينكه على داناترينشان به كتاب خدا و سنت پيامبرش است و اينكه او را رسول خدا بيشتر از همهشان دوست دارد، و اينكه او وصى رسول خدا است و اينكه در هر شب و روز، گاه و بيگاه بر رسول خدا وارد مىشده و با حضرتش خلوت مىكرده و هر چه مىپرسيده رسول خدا پاسخش مىداده و هر گاه خاموش مىشده رسول برايش شروع مىكرده، و اينكه على پس از رسول خدا در فقه و علم به احدى نياز نداشته و همهشان به او نياز داشتند و او به كسى نيازمند نيست و اينكه داراى سوابق و مناقب است و آنچه در باره او در قرآن نازل شده، براى ديگرى نشده است و اينكه على بخشندهترين، ايثاركنندهترين و شجاعترينشان است، خصلت خوبى نيست كه در او نباشد و در اين مورد مثل و مانندى ندارد، در پارسايى در دنيا و در اجتهادش هموزنى ندارد و در فضايلى كه خداوند به او اختصاص داده پس از رسول خدا، احدى از مردم به او نمىرسد، بنا بر اين هيچ يك از اصحاب در خير و خوبى بر او پيش نگرفته است و