تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٨ - سال ٣٥ هجرى
هنگامه هول و هراس و خفقان و وحشت و ترور و تحريف، بىپروا حلقه در كعبه را گرفته و فرياد مىزند تا امّت خفته و خموش و مقهور زور و تزوير را بيدار كند.
* سال ٣٤ هجرى؛
سليم را در ربذه بر بالين ابو ذر مىبينيم كه دارد به وصاياى او گوش مىدهد، و حقايقى را از وى مىپرسد، و براستى چه بىتاب و بىقرار هم مىپرسد.
* سال ٣٥ هجرى؛
در اين مقطع از تاريخ، روشنترين تصاوير را از سليم در دست داريم؛ او را مىبينيم كه جاى خالى ابو ذر و سلمان و مقداد را در كنار امام على عليه السّلام پر كرده. و از خواص حضرتش بشمار مىرود و از اعضاى شرطة الخميس است [١]؛ نيروى زبده آگاه و مؤمن و مخلصى كه با امام على عليه السّلام بر مرگ خويش بيعت كردهاند.
در اين مقطع تاريخى، همراه امام على عليه السّلام از مدينه به كوفه آمده كه مقرّ امامت حضرتش كوفه است. او را در بصره مىبينيم كه دارد براى پيكار جمل با ناكثين آماده مىشود. سليم دقيقترين گزارش دردناك از جريان ناكثين و پيكار جمل را به ما داده است. اندكى پس از پيكار جمل او را در بصره، در خانه زياد بن ابيه مىبينيم كه دارد خطبه امام على عليه السّلام را مىنويسد. در پايان همين خطبه بود كه حضرتش محرمانه به خواصّش هشدار داده بود كه زياد بن ابيه از روشنفكران خود فروخته و خائنى خواهد شد كه توسط معاويه خريده شود و به نسل كشى شيعه پردازد. و زياد در اين هنگام خود را از پيروان و ارادتمندان على عليه السّلام مىدانست!
[١]ن. ك: برقى/ رجال ٤، ٧، ٨، ٩.+ مفيد/ اختصاص ١، ٢، ٣، ٨.