تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٧٦ - متن
[تحليلى از حوادث سقيفه و قتل عثمان.]
(* مصدر روايت: امام على عليه السّلام.
* راوى: ابان از سليم.
* زمان: سال ٤٠ هجرى، اندكى پيش از شهادت.
* مكان: كوفه.
* موضوع: دردهاى على عليه السّلام.
* دردهاى على، تنهايى على.
* جهل و حماقت مردم، راز سكوت سرخ.
* تحليلى از حوادث دوره كودتا.
* تحليل قتل عثمان.
* شكوفائى ايمان و اميد، شكفتگى تشيع.
* شهادت على؛ مرگ نابهنگام آرمانها.)
* متن:
ابان از سليم نقل كند كه گفت: پيرامون امير مؤمنان عليه السّلام نشسته بوديم، نزد حضرتش گروهى از اصحاب وى حضور داشتند، فردى به حضرتش گفت: اى امير مؤمنان! چه خوب بود كه مردم را به يارى خويش فرا مىخواندى! حضرتش برخاست و خطبه خواند و فرمود:
بدانيد كه من شما را به يارى خويش خواندم برنخاستيد، اندرزتان دادم نپذيرفتيد، شما را فراخواندم گوش نكرديد، شما حاضرانى چون غايبانيد، زندگانى چون مردگانيد، كرانى گوش داريد، بر شما آيههاى حكمت را مىخوانم و اندرزهاى سودمند و سرشارتان مىدهم و به جهاد با ستمگران بر مىانگيزمتان، هنوز سخنم به آخر نرسيده مىبينم كه پراكنده شدهايد و دور هم مىنشينيد و با هم شعر مىخوانيد و ضرب المثل مىزنيد و از يك ديگر قيمت خرما و شير را مىپرسيد. مرگتان باد! از نبرد و آمادگى آن خسته شدهايد و دلهاتان فارغ از ياد نبرد است، به چرند و پرندها سرگرم گشتهايد، واى بر شما! با آنان نبرد كنيد پيش از آنكه با شما بجنگند، به خدا سوگند! قومى نبوده و نيست كه در سرزمينش مورد يورش قرار گيرد و خوار و ذليل نشده باشد. به خدا سوگند! گمان نكنم شما چنين كنيد تا كه آنان چنين كنند!