تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٥٦ - متن
منّت مىنهادند و مرا به انجام اين مهم، مخصوص مىگردانيدند و پيروزم مىساختند.
يكى از اين كسانى كه نام بردى داراى پيشينه مبارزاتى و رزم آورى نيست؛ او حتّى يك بار هم دژى را نگشود و كمكى نكرد، اما هر چه بخواهى سابقه فرار و گريز و كشاندن دشمن به دنبال خويش دارد! از شدت ترس نزد ياران ترسويش برمىگشت و آنان را بيشتر مىترساند و آنان همه او را مىترساندند! بارها و بارها از عرصه نبرد گريخت، اما به هنگام پيروزى و تقسيم غنائم، زبان مىگشود و هيبت مىزد و امر و نهى مىكرد! در روز خندق، ابن عبد ودّ [١] او را به اسمش صدا زد، ترسيد و به يارانش پناه برد تا آنجا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم لبخند زد، چرا كه در او ترس را مشاهده نمود! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم فرمود: «دوستم على كجاست، اى دوستم اى على! جلو بيفت».
و همو بود كه در روز خندق به ياران چهارگانهاش، همان ياران پيمان نامه توطئه كودتا گفت: «به خدا سوگند! آنك كه دشمن از بالا و پائين ما را در بر گيرد، اگر محمد را با همه يارانش به دشمن تحويل دهيم، از اين مهلكه جان سالم بدر خواهيم برد».
و اين همان فرموده خداوند است كه: «و لرزيدند، لرزشى بسيار شديد» [٢]، «و به خداوند گمانهاى بد بردند» [٣]، «و منافقان و كسانى كه در دلهاشان مرض بود گفتند:
خدا و رسولش ما را جز وعده شكست ندادهاند». [٤] رفيقش به وى گفت: «نه! ولى بت بزرگى را مىگيريم و مىپرستيمش، زيرا
[١]عمرو بن عبد ودّ از پهلوانان نامآور شرك كه نامش هول و هراس بسيار مىافكند. همو بود كه به سال ٥ هجرى در پيكار خندق مبارز مىطلبيد و كسى را توان هماوردى با وى نبود. امام على بن ابى طالب عليه السّلام بر او غالب آمد.
[٢]قرآن ٣٣/ ١٢.
[٣]قرآن ٣٣/ ١٠.
[٤]قرآن ٣٣/ ١٢.