تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٤ - سليم بن قيس
* سليم بن قيس
به راستى راوى چنين روايتى و دارنده چنين اسنادى بس خطير و خطرناك با وجود هويّت و حضور مستمرّ تاريخى، چگونه تواند در تاريخ رسمى حاكم شناخته شود؟! [١] سليم نماينده نسل پرورده نخست نهضت اسلام است، نماينده نسلى كه مىتواند ارمغان اسلام به تاريخ باشد؛ سرشار از آگاهى و بينش و هوشيار و زيرك و لبريز از ايمان و احساس و آرمان! و نهضتهاى تاريخى اسلام هماره چنين رادمردانى را در متن و بطن خويش نهفته دارند تا شاهد سرنوشت حقيقت باشند. اينان نمودى از گواهان حقيقتاند كه در پى غلبه باطل و حاكميت غاصب، با وجود اصرار حاكمان و تاريخ حاكم بر محوشان، حضور دارند و راوى صادق حقيقت نهضت و واقعيت حادثهاند! به لحاظ شگفتيهاى انسانى؛ سليم در تاريخ اسلام از آن گونه شخصيتهاى شگفتى است كه بايد همچون شطّى از شعر در طبيعت و حقيقت و واقعيت تاريخ احساس شوند تا به ذهن و خاطر آيند و گر نه با نگاه عادى و عاميانه و حتى علمى به تاريخ، انكار مىشوند.
خاموش مردان و گمنام چهرههايى كه در غوغاى غلبه حاكميت غصب و هياهوى عوام، شاهد پايمال شدن حقيقت و حامل و عامل انتقال حقايق به آيندهاند، چرا كه متأسفانه نسل نخست نهضتها كه بايد شاهدان و راويان حادثه باشند معمولا در پيش و پس از نهضت بدرود مىگويند و اصولا از چند و چون حوادث و حادثهسازان بىخبرند و خوش بين! و از نهان و نهاد نخبگان ناآگاه، و خوشا به حالشان كه به روزگار حسرت و هوس و اميد، در فضايى سرشار از ايمان و آرمان و اعتماد مىروند و شاهد خاكستر سرد و سياه غصب و غارت و شكست و نفرت و رجعت نسلها نيستند.
[١]محققان غربى با تأثير از تاريخ رسمى و دولتى خلافت غصب، با ژستى محققانه مىفرمايند: بلى! از نويسندهاى موهوم و افسانهاى به نام سليم هلالى ياد مىشود! ن. ك:
L. Massignon; Explication du plan de Kufa.( Paris. ٥٣٩١ ). P. ٠٦٣
.