تاريخ سياسى صدر اسلام - سليم بن قيس الهلالي - الصفحة ١٢١ - متن
انتظار مىرود و بدى از او برنخيزد، از آن كس كه در حقّش ستم كند بگذرد، به آن كس كه وى را محروم ساخته ببخشد، و با آن كس كه از او بريده، بپيوندد. بردباريش را از ياد نبرد، و در آنچه او را بپروراند بشتابد و از آنچه برايش روشن شده باشد بگذرد، نادانى از او دور، سخنش نرم، سرزنشگر بدىاش، به خوبى نزديك، سخنش راست، كارش نيكو، خير از او خيزد و بدى از او بدور، در تنگناها باوقار، در سختيها، شكيبا، در رفاه و راحتى سپاسگزار، بر آن كه دشمنى ورزد ستم نكند، و در آنچه دوست دارد گناه نكند، آنچه از او نيست ادّعايش نكند، و حقّى كه بر او است انكار نكند، پيش از آن كه عليه وى گواهى داده شود به حق اعتراف كند، حقوقى كه بر او است ضايع نكند، مردم را به لقبهاى زشت نخواند، و بر احدى ستم نكند و حسد نورد، به همسايه ضرر نزند و در مصيبتها دشنام ندهد، اداى امانت كند، به نمازها زود شتابد، در انجام منكرات كندى كند، به خوبيها فرمان دهد و از زشتيها باز دارد، جاهلانه در كارها دخالت نكند، عاجزانه از حق نگريزد، اگر خاموشى پيشه كند، سكوت او را رنج ندهد، اگر لب به سخن بگشايد به خطا سخن نگويد. و اگر بخندد قهقهه نزند، به آنچه روزى او است خرسند است، خشم بر او افسار نزند و هوى و هوس بر او غالب نشود و حرص و آز او را مقهور نسازد، در آنچه از او نيست طمع نورزد، با مردم بياميزد تا بياموزد، خموش شود تا برهد، و بپرسد تا دريابد، سوداگرى كند تا سود برد، گفتگو كند تا بداند، به دانش گوش ندهد تا به آن فخر فروشد، سخن نگويد كه به زير دست ستم كند، جانش از او در رنج است و مردم از او در راحتى، جانش را براى آخرتش به رنج اندازد، و مردم را از شر خويش راحت نمايد، اگر بر او ستم شود پايدار باشد تا خداوند ياريش كند، دورىاش از آن كه دورى مىكند پارسايى و پيراستگى است و نزديكىاش به آن كه نزديك مىشود از سر مهربانى و نرم خويى است، دورىاش نه از سر خود خواهى و خود بزرگ بينى است، و نزديكىاش نه از روى نيرنگ و بازى، به آن كه پيش از او از جمله خوبان بود