قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩١
بمعنى بر خاسته از همان است رسول گاهى بپيام اطلاق ميشود مثل قول شاعر
«أَلَا أَبْلِغْ أَبَا حَفْصٍ رَسُولًا»
و گاهى بشخص پيام آور (مفردات) ارسال بمعنى فرستادن و تسليط ... و رسول بمعنى فرستاده شده است (قاموس) در اقرب گويد: رسول اسم است بمعنى رسالت و اصل آن مصدر است و نيز بمعنى مرسل و فرستاده شده است.
خلاصه آنكه رسول در اصل مصدر و در اطلاق قرآن بمعنى فرستاده و پيام آور است. «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» آل عمران:
١٤٤. جمع رسول در قرآن فقط رسل آمده مثل آيه فوق و نحو «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ» بقره: ٢٥٣.
مرسل بمعنى فرستاده شده است مثل «أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ» اعراف: ٧٥. جمع آن مرسلون است «قالَ فَما خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ» حجر: ٥٧. و مرسلات در «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً» مرسلات: ١. جمع مرسله است. مرسل (بكسر سين) اسم فاعل بمعنى فرستنده و رها كننده است «وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ» فاطر: ٢. جمع آن مرسلون است «وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ» قصص: ٤٥. رسالت (بكسر اول و گاهى مفتوح آيد) اسم است بمعنى پيام (اقرب- قاموس) «يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي» اعراف: ٧٩. جمع آن رسالات است «أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي» اعراف: ٦٢.
ارسال بمعنى فرستادن است خواه فرستادن پيامبر باشد يا باد يا عذاب يا معجزه و غيره. اهل لغت براى آن معانى ديگرى نيز گفتهاند كه عبارت اخراى معناى فوق است «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ» توبه: ٣٣. «وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ» فرقان: ٤٨.
«وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ» فيل: ٣.
«فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ» اعراف: ١٦٢. مىبينيد كه ارسال در فرستادههاى مختلف بكار رفته است.