قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٧
بقره: ٣٤، اعراف: ١١، اسراء ٦١، كهف: ٥٠.
ناگفته نماند طبق آيات بقره خداوند بملائك فهماند كه جانشينى در روى زمين خواهد آفريد، ملائكه از درك مطلب درمانده و خودشان را لايق چنين امير ديدند و گفتند «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» خداوند آنها را متوجه فرمود كه ساختمان وجود آنها براى چنين امرى آفريده نشده است گرچه بندگان محترم و مطيع امر خدايند «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ. لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ» و چون آدم كارهاى بخصوصى انجام داد ملائك پى بردند كه كار آدم از آنها ساخته نيست. خداوند فرمود:
پس بآدم خضوع و سجده كنيد.
نظير آنست كه زيد بعمرو بگويد:
حسن رانندگى بلد است و آنرا بهتر ميداند، عمرو بگويد: نه اينطور نيست من لياقت اينكار دارم آنگاه حسن پيش عمرو ماشينى را طورى براند كه عمرو از آن عاجز باشد در اين صورت زيد بگويد: حالا به حسن سجده و خضوع كن و اقرار كن كه او بهتر از تو است بعقيده نگارنده غرض از سجده ملائكه بآدم همين خضوع و اقرار بقابليت و لياقت خلافت بوده است نه سجود معروف نماز تا بگوئيم: سجده بر غير خدا جايز نيست پس معناى اين سجده چه بوده است؟
وانگهى سجده معروف نماز در آنوقت نبوده تا درباره آن صحبت شود و قرآن آنرا بصورت قبول نقل ميكند و اللّه العالم.
در قرآن مجيد بمعبد اهل كتاب نيز مسجد گفته شده مثل «سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ ...» اسراء: ١. ميدانيم كه وقت نزول قرآن مسجد اقصى از معابد اهل كتاب بود. ايضا آيه «قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً» كهف:
٢١. كه قضيّه راجع باصحاب كهف و پيش از نزول قرآن است و مراد كليسا است ايضا «وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ» اسراء: ٧.