قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣٨
سؤال از حقيقت همه آنهاست. در روايات تفسير عياشى فرشتهاى بزرگتر از جبرئيل و روحيكه در انسان و حيوان است نقل شده از امام باقر و صادق عليهما السلام.
بعضىها آنرا روح انسانى كه قوام بدن با آنست و بعضى جبرئيل، برخى ملكى از ملائكه، برخى قرآن، بعضى وحى دانسته و اختلاف كردهاند كه آيا سؤال كنندگان مسلمين بودند، يا كفّار و يا يهود. و نقل شده كه يهود بمشركين گفتند از جريان اصحاب كهف و ذو القرنين و حقيقت روح از آنحضرت بپرسند اگر از همه جواب داد بدانند كه پيامبر نيست و اگر روح را مبهم گذاشت بدانند كه حق است.
«أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ...» مجادله: ٢٢.
مراد از اين آيه مؤمنان است و آنها با روحى از جانب خدا تأييد شدهاند بنظر ميايد مراد از آن نور ايمان باشد كه روح بخصوصى است و در آيات ديگر بجاى آن «نور» آمده است «أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ» انعام: ١٢٢.
«وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ» حديد:
٢٨. و شايد منظور از آن ملك باشد كه آمده «إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا ...» فصلت: ٣٠. اين آيه روشن ميكند كه چون مؤمن در راه خدا استقامت ورزد ملائكه بر وى نازل شده و دلگرمش ميكنند.
معاد و روح
قرآن بمسئله معاد از راه بخصوصى وارد شده و آخرت را بروئيدن علفها از تخمها تشبيه ميكند همانطور كه فصل پائيز تخم علفها در زمين پراكنده شده و تخم حبوبات بدست بشر كاشته ميشود و طول زمستان بحالت خواب در زير خاكها مىمانند و چون بهار آمده و حرارت و رطوبت بآنها رسيد از درون خود بيدار شده و بحركت آمده و شروع برشد ميكنند. همانطور ذرات بدن مردگان در بهار قيامت از درون بحركت آمده و سلولهاى