قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٤
همچنين است آيه «وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ ...» نساء: ٢٣.
كه از گرفتن دو خواهر نهى ميكند.
اسلاف: گذراندن و پيش فرستادن است «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ ...» يونس: ٣٠.
سلق: «فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ ...» احزاب: ١٩. در اقرب گفته: «سلقه بالكلام: آذاه» او را با سخن گفتن آزار كرد و آن تند سخن گفتن است.
در مجمع گويد: اصل آن بمعنى ضرب است و بمعنى صيحه زدن آيد. در مجمع و نهايه نقل شده
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ سَلَقَ او حَلَقَ».
يعنى از ما نيست آنكه در مصيبت با صداى بلند گريه كند و فرياد بكشد و موى خود را بتراشد.
معنى آيه: چون ترس برود با زبانهاى تيز شما را اذيت ميكنند و بخشونت سخن گويند و بر غنيمت حريص باشند.
اين كلمه يكبار در قرآن مجيد آمده است.
سلك: (بفتح س) داخل شدن. و داخل كردن چنانكه در اقرب و مفردات و قاموس آمده است. اسلاك نيز بمعنى داخل كردن است «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا ...» طه: ٥٣. خدائيكه زمين را براى شما گسترده و در آن براى شما راههائى داخل كرده و قرار داده است. «ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ» مدثر:
٤٢. چه چيز شما را داخل جهنّم كرد.
«كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ» شعراء: ٢٠٠. اين چنين قرآن را بقلوب گناهكاران وارد كرديم. در اين آيات سلك بمعنى وارد كردن است.
«ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا ...» نحل: ٦٩. سلك در اينجا بمعنى دخول است يعنى اى زنبور عسل سپس از تمام ميوهها بخور و بآسانى براه پروردگارت داخل شو. و عسل بساز.
«أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ...» زمر: ٢١. ممكن است «يَنابِيعَ» مفعول دوم سلك باشد