قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٠
نسبت بشخص مرحوم گاهى فقط در مهربانى و گاهى فقط در احسان بكار ميرود مثل: رَحِمَ اللَّهُ فُلَاناً. و چون خدا با رحم وصف شود مراد از آن فقط احسان است نه رقّت قلب لذاست كه روايت شده: رحمت از خدا انعام و تفضّل و از آدميان رقّت قلب و عاطفه است.
در الميزان ذيل تفسير بسمله ميگويد:
رحمت انفعال و تأثر خاصى است كه در وقت ديدن محتاج عارض قلب ميشود و شخص را برفع احتياج و نقيصه طرف وادار ميكند اين معنى بحسب تحليل بعطاء و فيض بر ميگردد و بهمين معنى خداوند سبحان با رحمت توصيف ميشود. يعنى رحمت در خدا بمعنى عطا و احسان است نه تأثر و انفعال قلب زيرا در ذات بارى انفعال نيست.
طبرسى در موارد بسيارى از جمله در تفسير سوره حمد و ذيل آيه ١٥٧ بقره رحمت را نعمت معنى كرده است و در سوره حمد پس از ذكر قول ابن عباس ميگويد: خدا با رقّت و انفعال توصيف نميشود پس مراد از رحمت نعمت و افضال است (نقل آزاد).
زمخشرى در تفسير بسمله گويد:
اگر گوئى معنى توصيف خدا با رحمت يعنى چه؟ با آنكه رحمت بمعنى عاطفه و مهربانى است؟ گويم: آن مجاز است از انعام خدا ببندگانش چون فرمانروا آنگاه كه بمردم مهربان باشد بآنها انعام و احسان ميكند.
كوتاه سخن آنكه رحمت بمعنى مهربانى و رقت قلب است كه از ديدن شخص محتاج عارض ميشود و شخص را باحسان واميدارد ولى در خدا فقط بمعنى احسان و نعمت است كه خدا با رقّت و انفعال توصيف نميشود.
در نهج البلاغه خطبه ١٧٧ فرموده
«رَحِيمٌ لَا يُوصَفُ بِالرِّقَّةِ».
«مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ ...» انعام: ١٦. هر كه آنروز عذاب از وى دفع شود خدا احسانش كرده است «يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ يَرْحَمُ مَنْ يَشاءُ ...» عنكبوت: ٢١. هر كه را