قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٧
عبيده زبنة و در عقيده كسائى زبنى و بقول اخفش زابن است (مجمع) اين كلمه فقط يكبار در قرآن يافته است.
يعنى او اهل مجلس خود را بخواند ما نيز آتشبانان را خواهيم خواند در دعاى سوم صحيفه آمده
«فَصَلِّ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى ... الزَّبَانِيَةُ الَّذِينَ اذا قِيلَ لَهُمْ خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ابْتَدَرُوهُ سِرَاعاً وَ لَمْ يَنْظُرُوهُ».
زجاجه: شيشه. «مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ» نور:
٣٥. يعنى مثل نور وى چون محفظه- ايست كه در آن چراغى است و چراغ در شيشهايست و شيشه گوئى ستاره درخشانى است. لفظ «فى» نشان ميدهد كه شيشه ظرف چراغ است و چراغ در قنديلى از شيشه قرار گرفته است.
اين كلمه در قرآن فقط دو بار آمده است معنى آيه انشاء اللّه در «نور» خواهد آمد.
زجر: راندن با صدا، سپس گاهى در صدا و گاهى در مطلق راندن بكار ميرود عبارت راغب چنين است «الزَّجْرُ طرد بصوت. ثم يستعمل فى الطرد تارة و فى الصوت اخرى» صحاح و قاموس و اقرب منع و نهى گفتهاند. اين معانى قريب بهماند.
«فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ» صافات: ١٩. يعنى قيامت فقط يك صيحه و يا يك حركت است آنگاه همه زنده شده نگاه ميكنند آيه در جواب كسانى است كه وقوع قيامت را بعيد ميدانستند. چون وقوع قيامت با صيحه و فرياد است «إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ» يس: ٥٣. لذا زجره بمعنى صيحه است يعنى با يك صيحه قيامت بر پا ميشود. طبرسى كه زجر را بر گرداندن گفته ميگويد: گوئى مردم از حال خود بر گردانده شدهاند بمحشر.
«فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ» قمر: ٩. يعنى بنده ما نوح را تكذيب كرده و گفتند ديوانه است و منع و طرد شد گوئى فرياد كشيده گفتهاند: ساكت باش! «وَ لَقَدْ جاءَهُمْ