قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٨
خفى است كه شىء را بر خلاف صورت و جنس آن مصور ميكند در ظاهر نه در حقيقت.
ناگفته نماند سخن اخير مجمع قابل مناقشه است دقت در آيات قرآن نشان ميدهد كه اثر سحر فقط در چشم و ذهن طرف است نه تصرف در صورت و جنس شىء. بعبارت ديگر ساحر در چشم و خيال بيننده تصرف ميكند كه ريسمان را مار گمان كند نه اينكه ريسمان را بحركت در مياورد آنگاه كه انسان بمحل تاريك نگاه ميكند و قيافه مخوفى در نظرش مجسّم ميشود چشم او اشتباه ميكند نه اينكه فلان درخت مثلا بآن صورت در آمده است.
قرآن فرمايد «فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ ...» اعراف:
١١٦. آيه صريح است در اينكه در چشمها تصرف كردهاند نه اينكه واقعا ريسمانها را بحركت آورده باشند. همچنين آيه «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى» طه: ٦٦. اين نيز روشن است كه بخيال موسى چنين ميامد كه آنها بسرعت حركت ميكنند نه اينكه آنها حركت ميكردهاند. ايضا آيه «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ ...» بقره:
١٠٢. نشان ميدهد كه در اذهان تصرف كرده زوج را بزوجه دشمن ميكردند نه اينكه در زوجه تصرف كرده باشند.
با اين بيان فرق سحر و معجزه روشن ميشود زيرا معجزه انقلاب حقيقى خارج و واقعيت است مثلا در قضيّه عصاى موسى و آتش ابراهيم و شكافتن دريا براى بنى اسرائيل و ناقه صالح و غيره. در خارج عصا مار و دريا شكافته و آتش سرد شده بود.
ساحر: سحر كننده. جمع آن در قرآن ساحرون (يونس ٧٧) و سحرة (طه ٧٠) آمده است. سحّار صيغه مبالغه است «يَأْتُوكَ بِكُلِ سَحَّارٍ عَلِيمٍ» شعراء: ٣٧.
تسحير گوئى دلالت بر مبالغه دارد طبرسى ذيل آيه «قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ» شعراء: ١٥٣. آنرا سحر