قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٦
رجز است و شايد رجز و رجس يك چيزاند و سين به زاء بدل شده است.
«وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ» توبه:
١٢٥. اما آنانكه در قلوبشان مرض است پليدى بر پليدشان افزود. «كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ» انعام: ١٢٥.
«إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ» مائده: ٩٠.
در قرآن مجيد چيزها و كارهائيكه با رجس توصيف شده بقرار زير است:
خمر، قمار، بتها: ازلام (مائده:
٩٠) ميته، خون، گوشت خوك (انعام: ١٤٥).
«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ» احزاب: ٣٣. رجوع شود به «اهل» بنظر ميايد كه آن در آيه مصدر است گر چه مصدر آن را رجاسة گفتهاند.
رجع: رجوع و رجعى بمعنى بر گشتن و برگرداندن لازم و متعدى هر دو آمده است همچنين است رُجْعَان (بضم اول) و مرجع كه مصدر ميمى است (اقرب).
«فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً» طه: ٨٦. موسى خشمگين و اندوهناك بقوم خويش برگشت.
«فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً» توبه: ٨٣. رجوع در اين آيه متعدى بكار رفته يعنى: اگر خدا تو را بسوى گروهى از منافقين برگرداند و از تو براى خروج بجنگ اجازه بخواهند بگو: هرگز با من خارج نخواهيد شد. همچنين است آيه «فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها» طه: ٤٠.
«ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ» ق: ٣. «إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ» طارق: ٨. رجع در آيه اول لازم و در دوّمى متعدى است.
تراجع بين الاثنين است «فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا» بقره: ٢٣٠.
«وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» بقره: ٢٤٥. در بسيارى از