قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢
بمؤمنان دعا شده و سپس آباء و ازواج و ذرّيات آمده معلوم است كه آنها در رتبه اول نيستند.
٧- «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ ...» ابراهيم:
٤٠ در اين آيه ذريه بطور تغليب بر زن نيز شامل است زيرا حضرت ابراهيم عليه السلام فرزندش اسمعيل و زنش هاجر را در بيابان مكه اسكان داد.
و اين دعا را خواند.
ذرّ: مورچههاى ريز. اجزاء بسيار ريز غبار كه در شعاع آفتاب ديده ميشوند. مفرد آن ذره است مجمع- البيان ذيل آيه ٤٠ نساء آنرا مورچه قرمز ريز كه بزحمت ديده ميشود و كوچكترين مورچههاست گفته و اجزاء غبار را بقول نسبت ميدهد. ولى اقرب الموارد هر دو را نقل كرده است صحاح نيز معنى اولى آنرا مورچه ريز آورده است، همچنين است قول قاموس.
در نهج البلاغه خطبه ١٧٦ در وصف بارى تعالى آمده
«لَا يَعْزُبُ عَنْهُ قَطْرُ- الْمَاءِ ... وَ لَا مَقِيلُ الذَّرِّ فى اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ».
يعنى شماره قطرات آب و محل استراحت مورچگان ريز در شب تاريك بر او مخفى نمىماند.
و در خطبه ١٦٣ آمده
«سُبْحَانَ مَنْ أَدْمَجَ قَوَائِمَ الذَّرَّةِ وَ الْهَمَجَةِ».
يعنى منزه است آنكه دستها و پاهاى مورچه ريز و مگس ريز را در جاى خود قرار داد. على هذا معنى ذرّه همان مورچه ريز است. عرب چيزهاى كوچك را بآن قياس مىكند.
«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» زلزله:
٧- ٨ مثقال بمعنى سنگينى است يعنى هر كه بسنگينى مورچه ريز خير يا شر انجام دهد آنرا خواهد ديد. اين كلمه مجموعا شش بار در قرآن مجيد بكار رفته و در همه آنها مقرون بكلمه مثقال است.
ذرع: اندازه كردن طول پارچه با ذراع. در قاموس و اقرب آمده «ذَرَعَ الثَّوْبَ ذَرْعاً: قَاسَهُ بِالذِّرَاعِ» و ذراع چنانكه در دو كتاب فوق