قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢
قول صحاح با استعمال قرآن بيشتر ميسازد. «فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَ وَ نَخْزى» طه: ١٣٤ يعنى پيش از آنكه ذليل و خوار گرديم از آيات تو پيروى كنيم. «وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُ مَنْ تَشاءُ ...» آل عمران: ٢٦ «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِ» اسراء: ١١١ يعنى در حكومت شريك و از ذلت يارى نداشته است و ذليل و خوار نبوده كه حاجت بولىّ داشته باشد.
«سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا» اعراف: ١٥٢ بآنها از پروردگارشان غضب و خوارى ميرسد در زندگى دنيا. كلمه ذلّة هفت بار در قرآن آمده است.
«اذلة» جمع ذليل است بمعنى خواران مثل «وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً» نمل: ٣٤ يعنى: عزيزان اهل آنرا ذليل ميكنند و مثل «لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً» نمل: ٣٧ و نيز جمع ذلول آمده بمعنى رامها و نرمها نحو «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ» مائده: ٥٤ يعنى: بر مؤمنان نرم و رام و بر كفار عزيز و تنداند. چنانكه ذلل (بر وزن عنق) نيز جمع ذلول است مثل «وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً ... ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا» نحل: ٦٩ بعقيده مجاهد «ذُلُلًا» صفت «سُبُلَ» و حال است از آن. يعنى:
براههاى خدايت وارد شو در حاليكه آسان و راماند و از ديگرى نقل شده كه صفت «النَّحْلِ» است. در اين صورت جمع آمدن، ظاهرا براى آن باشد كه از نحل جنس مراد است.
اذلّ اسم تفضيل ذلّت است نحو «لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَ ...» منافقون: ٨ يعنى: عزيزتر حتما ذليلتر را از مدينه بيرون ميكند. اين سخن عبد اللّه ابى است لعنه اللّه «إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ» مجادله: ٢٠.
يعنى آنانكه با خدا و رسول مخالفت ميكنند آنها در رديف ذليلترانند.
* «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ ...» بقره: