قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩١
«أَ تُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ ...» اعراف: ٧١. اين تعبير در چند آيه ديگر از جمله آيه ٤٠ يوسف و ٢٣. نجم آمده است. مراد آنست كه اين نام گذارى و بتها را معبود خواندن و آنها را داراى اثر و تصرف و تقرّب دانستن از جانب شما و پدرانتان است و خداوند بوسيله پيامبران در اين باره دليلى نازل نكرده و نفرموده كه بتها تقرّب آورند.
مراد از «اسماء» آنست كه اينها نام خالىاند و حقيقت ندارند و اينكه ميگوئيد: بت معبود و مقرّب است لفظ پوچى بيش نيست.
* تسلط شيطان*
«وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ...» ابراهيم: ٢٢. اين سخن شيطان است كه روز قيامت باغوا شدگان خواهد گفت يعنى: من بر شما تسلّطى نداشتم مگر آنكه من خواندم و شما دعوتم را پذيرفتيد، پس مرا ملامت نكنيد كه چرا خواندم چون كار من آن بود و خودتان را ملامت كنيد كه چرا از من قبول كرديد؟! مراد از سلطان تسلّطى است كه شيطان بتواند مردم را بگناه مجبور كند. بصريح آيه شيطان چنين قدرتى ندارد و قدرت شيطان همان وسوسه و دعوت صرف است كه در صورت اهميت ندادن منكوب خواهد شد. از اين كلام و آيات ديگر كه در اين زمينه است روشن خواهد شد. كه قدرت او يكجانبه است و در صورت قبول مردم، مؤثّر ميشود.
«وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. وَ ما كانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ ...» سباء: ٢٠ و ٢١. مراد از سلطان در اين آيه بقرينه آيه سابق همان تسلّط بر دعوت و وسوسه است ميفرمايد:
شيطان از جانب خود اين قدرت را هم نداشت و ما باو تفويض كرديم تا