قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٥
بتخت پادشاه گفته ميشود علت اين تسميه آنست كه هر كه روى آن بنشيند شاد ميشود.
سرير بصورت مفرد در قرآن مجيد نيامده است ولى سرر كه جمع آنست پنج بار درباره بهشت و يكبار درباره تختهاى دنيا آمده است بدين ترتيب:
حجر: ٤٧. فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ. عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ. صافات: ٤٤- طور: ٢٠- واقعة: ١٥- غاشيه: ١٣- زخرف: ٣٤.
وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ.
سرّاء: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ... آل عمران: ١٣٤. قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ ... اعراف: ٩٥.
سرّاء كه فقط در دو آيه فوق آمده بمعنى مسرّت و وسعت زندگى است چنانكه ضرّاء خلاف آن است طبرسى در ذيل آيه اول فرموده: درباره سرّاء و ضرّاء دو قول است يكى توانگرى و تنگدستى است كه از ابن عباس است. ديگرى سرور و غم است يعنى در هر حال انفاق ميكنند.
ظاهرا مراد از آندو در آيه اوّل توانگرى و تنگدستى و در آيه دوم اندوه و شادى است.
سرع: سرعت بمعنى شتاب است.
سريع: شتابنده إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ غافر: ١٧. اسرع اسم تفضيل است أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ انعام: ٦٢. بدانيد حكم براى او است و او از همه حسابگران تند كارتر است.
سراع (بكسر س) جمع سريع است يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِراعاً ... ق:
٤٤. سِراعاً حال از ضمير مجرور يعنى روزى زمين از بالاى آنها شكافته شود و شتابان بر خيزند مثل يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً ...
معارج: ٤٣.
مسارعه بمعنى مشاركت و تكثير هر دو آمده است در بيشتر آيات قرآن بمعنى تكثير و مبالغه است مثل أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ. نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ ... مؤمنون: ٥٥ و ٥٦.