قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢
الذى يقرض الله» و ذا مبتدا و الّذى خبر آن و هر دو خبر «من» است.
و خلاصه تقدير آن: من هو الّذى يا من هذا الّذى است.
ذاك: اسم اشاره است و با آن بمتوسط در دورى اشاره ميشود و كاف آن براى خطاب است (اقرب).
ذَلِكَ: اسم اشاره براى بعيد است لام آن براى افاده دورى و كاف آن براى خطاب است (اقرب) و خطاب نسبت بكسى است كه كلام بر او القا ميشود. طبرسى فرموده: لام آن براى تأكيد است شايد مراد تأكيد دورى است. نحو «ذلِكَ جَزاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآياتِنا» اسراء: ٩٧.
گاهى با آن بشيء حاضر اشاره ميشود و مراد از آن نشان دادن علوّ رتبه آن شئى است مثل «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» بقره: ١ مراد از كتاب قرآن است و بجهة بلندى مقام آن با ذلك اشاره شده. اين وجه بهتر از وجوه عديدهاى است كه در باره «ذلك» در اين آيه گفتهاند. و نيز با اين كلمه بمطلب گذشته در كلام، كه چندان هم دور نيست اشاره ميشود مثل «لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ» بقره: ٦٨.
ذَلِكُمْ: همان ذلك است كه چون طرف خطاب جماعت باشد بجاى كاف «كم» آيد مثل «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» غافر: ٦٢ «ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ» غافر:
٧٥.
ذئب: گرگ. «وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ» يوسف: ١٣ اين لفظ سه بار در كلام اللّه مجيد آمده است: سوره يوسف: آيات ١٣، ١٤، ١٧.
ذأم: «قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً» اعراف: ١٨ طبرسى فرموده:
ذأم و ذيم بمعنى عيب شديد است ولى راغب آنرا مذمّت گفته است يعنى:
فرمود از آن خارج شو در حاليكه مذموم و مطرود هستى. اين كلمه فقط يكبار در قرآن آمده است.
ذباب: مگس. به پشه و زنبور عسل و بمطلق زنبور نيز اطلاق ميشود (اقرب).