قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٧
مراد امام عليه السّلام معاويه لعين است.
«لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ قالُوا بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا فَبِئْسَ الْقَرارُ» ص: ٥٩.
طبرسى از ابو عبيده نقل ميكند لا مرحبا به يعنى زمين بر او فراخ نباشد.
اين كلمه چنانكه از راغب نيز نقل شد دعا و نفرين است معنى آيه چنين ميشود: وسعت نباشد بر آنها كه داخل شدگان آتشند گويند: بلكه بر شما وسعت نباشد شما اين كفر را بر ما پيش آورديد بد قرارگاهى است براى شما. سخن اول بنا بنقلى قول پيشوايان كفر است نسبت باتباع خويش و مرحباى دوم جواب پيروان است نسبت به رؤسا.
در نهج البلاغه حكمت ٢٠٠ آمده
«لَا مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لَا تُرَى إِلَّا عِنْدَ كُلِّ سَوْأَةٍ».
رحق: «يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ» مطففين: ٢٥ رحيق بمعنى خمر است (مفردات، اقرب) مجمع آنرا شراب خالص و صحاح شراب صاف گفته يعنى از شراب خالص مهر شده سيراب ميگردند اين كلمه يكبار در قرآن آمده است معنى آيه در «ختم» گذشت.
رحل: ظرف (مثل خورجين و انبان) و بار سفر و كوچ.
معانى ديگر هم دارد كه در قرآن مجيد يافته نيست «وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ» يوسف: ٦٢.
طبرسى در ذيل اين آيه گويد از رحال ظرفها قصد شده و مفرد آن رحل است ابن انبارى گفته بوعاء و مسكن رحل گويند و اصل آن چيزى است كه براى كوچ آماده شود از ظرف متاع و پالان شتر و ...
كلمه رحل و رحال در آيات ٦٢، ٧٠، ٧٥ سوره يوسف آمده و مراد از آنها ظرفهائى است مثل خورجين و انبان كه بر شتران بسته بودند و در آيه «فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ» يوسف: ٧٦. بجاى رحال اوعيه آمده كه همان ظرفها است معنى آيه اوّل اين است: يوسف بغلامان خود گفت